حجامت تامین کننده سلامت
حجامت سنت پيامبران الهي 
درمانهاي سنتي

عملكرد مزاجها و نشانه ها در بدن

گياهان ميتوانند عروق ما را گشاد كنند . چربيها را ذوب كنند و به قند مبدل نمايند . فيلترهاي بدن مثلاً در كليه ها را باز ميكنند هورمون طبيعي به بدن برسانند . عملكرد تيروئيد ، كبد ، مغز ، قلب ، بيضه ها ، تخمدان ها ، معده ، ريه ، پانكراس، طحال و مغز استخوان را دگرگون نمايند و ريشه هاي بسياري از داروهاي حتي شيميايي معمولي و مورد مصرف ما را تامين نمايند .

باز هم از گياهان بگوييم كه عصاره شيرين جان ماست و مي تواند دوباره انسان سر گشته عصر فعلي را با طبيعت آشتي دهد. گياه عارضه جانبي ندارد مگر بر خلاف مزاج تجويز شود ولي تجويز صحيح آن وظيفه حكيم و طبيب است بايد آن را شناخت و احترامش كرد و از آن بهره برد . باشد كه بسياري از معضلات و بن بستهاي درماني با گياه گشوده شود به ساخته و نشاندار دست او بيشتر از اينها بها دهيم و آن را جزء به جزء و تكه به تكه بكار بريم كه معتقديم گياه كامل درون خويش هم در تعادل است و خصوصيات خويش را با كنترل و مهار خاصي اعمال ميكند و گسستگي در اين خواص فقط بايد به دست حكيمان باشد و بس .

حكيم زمان ما لااقل بايد داروساز و گياه شناس و طبيب باشد چه رسد به حكمت كه دور دستهاست . از گياهان همين بس كه مايه حيات مي‌نوشند كه هواي تازه به ما بدهند تا زندگي كنيم و قدمها يي در شناخت خود و خالق خود برداريم . چه فرصتي از اين بهتر ؟

538782 orig1 توصیه هایی در مورد حجامت

 حجامت؛ فاكتورهاي آلرژي ( عوامل حساسيت زاي ) دروني و بيروني كساني را كه كهير دارند يا كم كاري كبد داشته و ريه با حساسيت هاي متعددي گرفتارند را از مسير مخرب و آزار دهنده بيمار به مسيري فرعي منحرف مي‌نمايند و ايمني شخص را تجهيز مي كند و فرصت سامان دهي به سيستم دفاعي مي بخشد .

حجامت در ترك اعتياد موثر بوده هشدارهاي خود باوري و اعتياد به نفس را كه اولين و مهمترين فاكتور ترك اعتياد تلقي ميشود صادر مينمايد و سموم خون را تخليه مي كند .

حجامت بلغم و سوداي پخته شده را كه قبلاً سست و قابل انتقال شده است همچون صفرا ميمكد و از غلظت وحدت آنها مي كاهد .

حجامت باز كننده انسدادهايي است كه به آمنوره زنان انجاميده و يا باز كردن مسيرهاي عروقي ؛ انتقال موضعي مواد ماليدني مثل كرمها و لوسيونها و پمادها را از يك سو روي پوست و انتقال خوني مواد داروئي ، خوراكي را از درون و از سوي ديگر تسهيل مي كند .

حجامت به سرعت تيرگي ديد را در بيماران ديابتي و فشار خوني كاهش مي دهد و با آثار شفاف بخش متعددش در بيماران با تيرگي شعور مقدمات هوشياري را فراهم مينمايد .

حجامت خارج كننده لخته هاي گرفتار در پيچ و خم عروق واريكوز ساقين و ساير اندامهاست .

حجامت دنيايي است كه در پشت سرمان بوده و از اينكه گوشه چشمي بدان داشته باشيم غافل بوديم و اكنون مثلاً همت كرده ايم و تازه از آداب آن وارد شده ايم و از اين همه را ديده و لمس كرده ايم و مثل آن به ( آب در كوزه و ما تشنه لبان مي گرديم ) مي ماند . حال به عهده محققين و استادان بزرگوار است كه به كاوش و آزمايش آن همت نمايند .

حجامت در درمان و تسكين بيماريها سرنخي است كه هر چه پيش برويم ميتواند طناب كلفت و قطوري باشد كه آويختن از آن بدون هراس است .

آداب حجامت : از آنجا كه حجامت از جمله توصيه هاي مذهبي است . لذا مانند بسياري ديگر از آداب مذهبي جهت دستيابي به نتيجه بهتر مستلزم رعايت آداب و اصولي مي باشد مانند : حجامت روبه قبله و به صورت چهار زانو بايد انجام شود .و يا حجامت كننده و حجامت شونده با وضو باشند و حجامت را با نام خداوند آغاز كنند .

حجامت در واقع اعمال يك استرس فوري است به سيستم ساكن دفاع عمومي بدن تا آن را بر عليه كليه عوامل دروني وبيروني هشيار و فعال نمايد حجامت با توجه به روش مورد انجام و محلي كه انجام مي گيرد مي‌توان چون نيشتر زدن :عوامل عفوني - درد آور ومخرب را از بدن خارج نمايد حجامت در زير گردن و جايگاه معين ميان دو كتف قادر است عوامل اصلي لخته شدن خون وفاكتورهاي انعقادي عامل در سكنه هاي مغزي و قلبي را از سيستم خارج نمايد زيرا خون پر اكسيژن خارج شده از ريه ها در اثر حالت تلمبه اي قلب وريه ها كه شبيه يك آكاردئون ايجاد فشار منفي در قفسه سينه ميكند و عمل مكش ودمش (دميدن) را سامان مي بخشد .

خون حاوي قطرات ريز چربي و لخته هاي مستعد كوچكي را كه ميل به هم پيوستگي در آنها زياد اسنت را به عضلات پشت (نزديكترين مسير عروقي ) پمپ مينمايد وحجامت در محل مذكور آنها را به دام انداخته از بدن خارج مينمايد .زيرا عوامل تشكيل لخته هاي مخاطره آميز از اين گلوگاه بسوي ساير نقاط بدن روانه ميشود و حجامت آنجا را پاك ميكند .

حجامت با خارج كردن ذرات چربي كه در فرايند اكسيژنه شدن خون همچنان در مويرگهاي عضلات پشت تنه گير كرده و پشت سر هم صف كشيده اند و انتقال كند وتدريجي انها به CAD عروق گشادتر و مسيرهاي باز تر ميتواند به رسوب وايجاد سده ( انسداد عروق مثلاً آمبولي ) مخاطره آميز پايان دهد و با ايجاد تله هاي گشاد عروقي در موضع ( بدليل بادكشهاي ناحيه و اطراف آن ) وايجاد فشار منفي وحالت مكنده در اين تله ها مدتها اين ذرات چربي را از جريان عادي خون باز دارد.

حجامت خارج كننده صفراست و آرامش را به انسان ارزاني ميدارد .

حجامت يك شك عصبي موثر در بيماران روحي رواني و افسرده است و آغاز چالشهاي رواني را به بيمار القاء مي كند.

حجامت كاهش دهنده فشار خون است و به مقدار زيادي از استعداد سكته هاي آني را كم مي‌‌كند و به فرد توانايي نشاط و خود باوري ميدهد .

فصد : يك نوع درمان است كه بر اثر مالش دادن وشناخت عروق خوني سياه رگ كه در طب قديم به آن اجوف مي‌گويند و شريان ديگر را ارسطاطاليس گويندكه تمام فضولات دفع نشده و جذب نشده توسط طحال را با مالش دادن و زدن اين عروق به خارج هدايت ميشوند .

زالو : درمان به وسيله حيوان كه بر اثر تزريق اب دهان خود كه ماده شل كننده دارد غلظت خون را از بين ميبرند و به اجزاء تركيب دهنده خون تعادل مي بخشد .

بادكش : كه با ايجاد خلاء در قسمت عضلات بيمار گرفتگي ها را آزادتر ميكند .

فشار درماني : به محل درد فشارهايي وارد ميشوند تا عضلات آزاد شوند .

ماساژ درماني : مراكز درد به نرمي ماساژ داده ميشوند و رگ قولنج بيمار گرفته ميشود كه در قديم معتقد بودند تمام عارضه هاي داخلي بر اثر به وجود آمدن قولنج ميباشد . قولنج روده - قولنج كبد- قولنج معده و خال كوبي كه اين روش درمان در عشاير رواج دارد و در مراكز ايران منسوخ شده است .

غذا درماني : با رژيم هاي خاص نسبت به جلح غذا و جلح بيمار بيماران را معالجه ميكنند . آب درماني با تنظيم مصرف آب .

شناخت طب سنتي

طب سنتي يكي از معارف سنتي است كه طي آن انسان جستجوگر در طول زندگي خويش به آن دست يافته است و به راز و رمز بديهي‌ترين پديده هاي عالم خلقت و ناشناخته ترين و در عين حال مسلم ترين پديده هاي جهان هستي آگاهي پيدا نموده و با مطالعه يافته هاي خويش و از همه مهمتر اميدوار به آينده پر بهر اين علم پيش رفته است .

در اين ميان شناختي كه انسان از ماهيت روشهاي در ماني پيدا كرده ودر آغاز پيدايش بر پايه روشهاي تحقيقي منظم استوار نبوده بلكه با گذشت زمان روشهاي علمي مناسب شناسايي گرديده و به تدريج كار برد روشها مورد برسي دقيق و نتيجه گيري قرار گرفته است و در پي نتيجه مطلوب پژوهندگان را به جستجوي راههاي مفيد تشويق نموده است .

اين قبيل كوششها در قلمرو طب سنتي زمينه بسيار مساعدي را در تاسيس مراكز علمي طب در پهنه گيتي فراهم ساخته است طب سنتي را كه يكي از حرفه هاي بسيار كهن و ظريف بشمار ميايد . برخي كلدانيان ، برخي به افسونگران يمن ، بعضي به ايران باستان و مدرسه جندي شاپور و برخي ديگر به هندوستان ، يونان و مردم چين نسبت داده اند .

اما آثار به جاي مانده از پيشتازان طب سنتي در ادوار گذشته نشانه هاي پر ارزش اين مدعي است كه همه پژوهشگران گيتي در آن رقم زده و تجربيات خوبش را به يكديگر انتقال داده اند .

يكي از اركان طب سنتي كه از هزاره هاي قبل به يادگار باقي مانده شناخت از خاصيت گياهان داروئي و چگونگي استفاده از آنها در درمان بيماريهاي مختلف است .

شناختي از گياهان داروئي پس از پي بردن به سود و زيان در كار درمان بدست آمده است ابتدا پيش از تاريخ به شكل افسونگري جلوه گر شد وسپس راه كمال پيمود و طي قرنها مطالعه و تجربه علمي وعملي به عنوان عامل مهمي در علم پزشكي چهره گشوده است .

البته طب سنتي بر مبناي درمان طبيعي يعني اجتناب از عوامل بيماري زا و سپس درمان با داروهاي طبيعي وگياهي پي ريزي گرديده و بقراط حكيم چگونگي درمان را بر چهار نوع مزاج آدمي يعني دموي ، صفراوي ، بلغمي ، سودائي - استوار ساخته و بدنبال آن تاثير رواني امزاج در اخلاق نيز به اثبات رسيده است . زيرا جنبه هاي وجودي انسان اعم از جسمي يا رواني در چگونگي حالات آدمي شناخت لازم را از انسان پديد مي آورد و كار برد داروهاي طبيعي را در درمان بيماريها مسير مي‌نمايد .

بديهي است كه در طب سنتي همراه خلق وخوي انسان بعنوان عامل بر خاسته از ويژگيهاي بدني مورد نظر بوده و پيشگيري و درمان بر اساس اين ويژگيها شكل گرفته و پيوسته نيروي شفا دهندهاي كه در داخل جسم وجود دارد بعنوان عامل موثر در پذيرش داروهاي طبيعي به حساب آمده است .

بنابر اين در طب سنتي مصرف دارو هماهنگ با نيازهاي مختلف بدن انسان تجويز مي‌شده و بين دارو و مواد غذايي هماهنگي لازم در تامين سلامتي انسان وجود داشته است . توجه طب سنتي به در مان طبيعي پيشگيري از ابتلا به بيماري است . زيرا شناخت اين روش موجب خواهد شد كه همواره تندرست باقي مانده و هرگز بيمار نگرديم . بايد يادآور نمود هنگامي كه تمام اعضاء بدن درست كار كنند انسان سالم باقي ميماند و بديهي است بيماري هنگامي بروز ميكند كه اصول حفظ سلامتي ناديده گرفته شود .

خوشبختانه درمان طبيعي نيازي به دانستن علم تشريح ندارد . و هر كس ميتواند با كمي انديشه به اين روش دست يابد و بعنوان پيشگيري از بروز بيماريها از آن بر خوردار گردد در درمان طبيعي راه مبارزه با بيماريها تغذيه صحيح ، دفع مواد زائد و سموم از بدن و نيروي شفا دهنده دروني در پي فعاليت منظم اعضاي داخلي مورد توجه بوده و در تحقيق آن دفع عامل بيماري از بدن با روش رژيم غذايي مناسب ، جلوگيري از جمع شدن سموم در بدن با روش تغذيه صحيح ، تحرك متعادل بدن وسلامت روان مورد نظر بوده است .

در درمان طبيعي خودداري از شهوت راني ، پرخوري ، خوشگذراني ، پول پرستي ، جاه طلبي كه از بزرگترين علل بيماري و مرگ نابهنگام مي‌باشد ، اهميت خاص دارد .

در شناخت بيشتر طب سنتي بهترين الگو پزشكي بقراطي است . در پزشكي بقراطي كه علم تشريح بسياري ابتدائي بوده است فيزيولوژي كلي اعضاء بدن انسان به نام نظريه اخلاط چهره گشوده و بدن آدمي را بر پايه مايعات مختلف بدن مانند خون ، بلغم و صفرا نموده و اختلالات مزاجي را با طهور ترشحات مختلف بدن مانند ترشحات لزج بيني هنگام سرما خوردگي يا خارج شدن خلط از سينه يا دفع شدن مدفوع به شكل اسهالي در پاره اي از امراض مورد بررسي قرار مي‌داده اند.

پزشكان بقراطي هنگام برخورد با بيمار نخست علائم بر هم خوردن تعادل در بدن انسان را مورد مطالعه قرار ميداده و طب را علامت اين بي تعادلي ميدانسته اند . اما قادر به اندازه گيري درجه گرماي بدن نبوده‌اند اصولاً پزشكان بقراط حكيم كه پزشك محتاط و متواضع بوده است به وجود عدم وسائل كافي از اقسام داروهاي مسهل و قي آور و مقوي و مدر و داروهاي درماني در معالجه بيماران استفاده مينمود و همواره پرهيز دادن براي بخور دادن ، حمام دادن ، مشت و مال دادن ، و ماءشعير و شراب و آب انگبين را براي بيماران تجويز كرده است .

به نظر بقراط درمان بيش از آنكه جنبه دارويي داشته باشد جنبه پرهيز دارد و بهترين وسيله امين سلامتي ، رژيم سلامتي ، رژيم خاص ، شامل مقدار معمولي غذا و مقداري ورزش بدني است رابطه موجود ميان آب وهوا و تندرستي كه همواره مورد توجه مورخان پزشكي بوده از پزشكي بقراط به جاي مانده ، استحمام در آبهاي معدني بر اين اصل استوار گرديده است .

مزاجهاي بقراطي

از آنجا كه انسان نمي تواند در محيط خود به مثابه يك روح در حال تغيير اثر گذارد جسم و روح وي نيز بدون وقفه در حال تغيير مي باشد بنابر اين ماهيت انسان (جسم ، روان ، محيط زيست ) سيستمي غير قابل تجزيه ميسازد كه اجزاء ‌درون آن بر يكديگر تاثير متقابل دارد از سوي ديگر وجود انسان شامل عناصر ذاتي وعناصر اكتسابي است . بدين لحاظ امزاج آدمي متغير بوده و قابل تقسيم بندي است زيرا تنها با اين تقسيم بندي است كه مي توان به چگونگي افعال انسان آشنا گرديد .

بقراط حكيم مزاج آدمي را به شرحي كه مي آيد تقسيم بندي نموده است .

مزاج دموي : دموي مزاجها افرادي پر حرارت ، پر تحرك وفوق العاده فعال مي باشند هرگز آرام نمي گيرند اين چنين اشخاص از بيماري رنج مي برند و بيكار نشستن مانع شكفتن وشادابي روحشان مي شود دوستان خوبي هستند واصولاً خوش بين مي‌باشند . دموي ها در آفرينش خلق وخوي دل پسند و هنرمند مي باشند و با روحيه شاداب خويش پيوندها را تحكيم مي بخشند اين گونه افراد ورزش را دوست دارند از هواي سالم ورقابتهاي سالم لذت مي برند . دموي ها به سرعت خشمگين مي شوند وبه زودي آرام مي گيرند اصولاً يك فرد دموي يك سينه پهن وچهره اي به شكل لوزي واندام قوي دارند .

صفراوي مزاجها : صفراوي مزاجها افرادي فعّال بدبين و گوشه گير هستند . صفراوي ها باريك اندام و بلند قد با نيم رخي موزون چهره اي مستطيل شكل مايل به مربعي بوده و افرادي دقيق و وسواس مي باشند . اراده و پرخاشجويي اين اشخاص به حس جاه‌طلبي آنها كه اغلب شديد ميباشند كمك مي نمايند . صفراوي مزاجها در حرفه خود موفق هستند و همواره خود را از ديگران بالاتر ميدانند بطور كلي صفراوي ها پر تحرك خشن ، زود خشم و جاه طلب و ثابت قدم هستند .

مزاج بلغمي : مزاج بلغمي ها ( لنفاوي ) اشخاص خوش بين آرام وصبور وداراي محرك منظم اما كند مي‌باشند بلغمي ها به لذائذ مادي علاقه فراوان دارند و طرفدار عمل بوده و به دنبال منفعت مي باشند . بلغمي ها همواره مايل هستند كه در كمال آسايش از زندگي بهره ببرند اشخاص بلغمي مزاج علاقه به معاشرت دارند ، اما در مقابل سؤال سخت ناراحت مي گردند . به طور كلي بلغمي مزاجها افرادي چاق با چهره اي گرد و حجيم ، كم بيني ، خوش بر خورد ، خونسرد ، كند ذهن و سست عنصر مي باشند .

مزاج سودائي : سودائي مزاجها چهره اي شكسته : كشيده جمجمه هاي بزرگ وپيشاني بلند دارند و اصولاً فعاليت در نزد اين گونه افراد ذاتي ميباشند . سودائي مزاجها بيشتر در عالم رويا و خيال سير ميكنند و به تخيلات زندگي مينمايند . اشخاص سودائي مزاج گوشه گير و بدبين اما شيفته بحثهاي فلسفي بوده و اصولاً يك نويسنده فوق العاده با استعداد مي‌باشند . به طور كلي سودائي مزاجها افرادي باريك اندام و سپيد چهره ، مضطرب ، ناراضي و بدبين مي‌باشند .

طب سنتي واسلام

از آنجا كه دين مبين اسلام بهترين وعالي ترين ريشه هاي هر علم را براي بشر آورده است در طب سنتي و گرايش آن نقش مؤثر و ارزنده و قابل ملاحظه دارد .

نمونه هاي بارز اين درخشش كتابهاي (طب النبي - طب الائمه - طب الصادق - طب الرضا ) و ساير مطالب طبي است كه در كتابها ورساله هاي مذهبي به چشم مي خورد .

گسترش طب سنتي در عصر درخشان اسلامي توام با تعليم زندگي ساز قرآن كريم و اندرزهاي پيشوايان پر ارج مذهبي ودر ترجمه آثار علمي دانشمندان بزرگي چون ابن سيناها و رازي ها روشنگر هدفهاي بزرگ انساني و تمدن اسلام و نهضت علمي اسلامي است .

در اسلام تنها تجزيه و تحليل يك سري مسائل اخلاقي مطرح نيست ، بلكه اسلام آئين جامعي است كه ظاهر و باطن و جسم و روح را شامل مي گردد . لذا پيشوايان اسلام طي دستورات طبي كه بر معنويت و پرورش ايمان وفضيلت وتهذيب اخلاق استوار مي باشد . اسلام كوشش فراواني در بهداشت وتعليم آن در جامعه نموده است . گر چه در اسلام اسمي از ميكروب به ميان نيامده است اما از وجود آن بعنوان شيطان نام برده شده است .

در زمينه نقش اسلام در گسترش علم پزشكي ، سخن بسيار ميتوان گفت اما توصيه اسلام در رعايت اصول بهداشت جسم جان ، به عنوان يك فرضيه ديني و دوري جستن از عوامل بيماري زا براي حفظ تندرستي نشانگر خدمت بزرگ اسلام به طب جهان است .

طب سنتي و داروهاي طبيعي

يكي از ويژگيهاي طب سنتي استفاده از داروهاي طبيعي و گياهان داروئي در درمان بيماريها است . گذشتگان ما از كاربرد گياهاني در كار درمان تجربه آموخته اند كه اثرات معجزه آساي آنرا مشاهده كرده و در راه تكامل طب سنتي پس از كاميابيها و ناكاميهاي بسيار به اين ارزش علمي وحياتي دست يافته وسپس مقدار مورد نياز گياه داروئي را تجويز كرده اند . علت عمده اين بررسي ها بر گياهان كه از قرنها پيش مورد مصرف پزشكي بوده اثرات درماني وبي ضرر بودن آنها ميباشد كه در طول سالهاي متمادي به ثبوت رسيده است .

از سوي ديگر اهميت گياهان در اين است كه همراه با ماده مؤثر اصلي درماني در گياه ، مواد موثر ديگري نيز داراي اثرات درماني ميباشند در گياه وجود دارد كه اثر درماني را تشديد نموده و حتي در بسياري از موارد از سميت و اثرات ناخواسته آن جلوگيري ميكند .

استفاده از گياهان داروئي ، به بعنوان يك عامل علمي تجربه شده ميتوان از بروز بسياري از بيماريها و گسترش و عواقب وخيم آن بكاهد و به عنوان يك عامل درماني طبيعي و بي ضرر مورد توجه باشد . آنچه كه در طب سنتي و گياه درماني مورد نظر ميباشد استفاده صحيح و دقيق از گياهان مي باشد .

تعداد گياهان داروئي نيز به حدي زياد است كه در هر گياه درمان بسياري از دردها را ميتوان يافت اين تنوع موجب گرديده كه به آساني بتوان داروي بيماري خويش را يافت و يا راهنماي خوبي در تاثير پذيري گياهان داروئي براي ديگران بود .


[ پنجشنبه سی ام خرداد 1392 ] [ 2:8 قبل از ظهر ] [ غلامرضا صادقی ]

سلام دوستان گرامی . یکی از موضوعاتی که مدتیست ذهن مرا مشغول داشته ، مسئله ازدواج و مشاوره جهت تشکیل خانواده و رابطه آن مزاج و مزاج شناسی و با طب شریف سنتی ماست .     از آنجا که طب ، تمام زندگی ما را در بر گرفته است ، پس طب میتواند ما را به زندگی بهتر هدایت کند تا زندگی با آرامش و راحتی را داشته باشیم .

دوستان ، این مقاله ، یکی از مهمترین مقالات ارائه شده در این وبلاگ است که مطالعه آن برای همه ، حتی افرادی که متاهل هستند لازم و واجب است .

به علت ضعف طب مدرن در درمان بیماری ها و عوارض بالای دارو های شیمیایی ، غلبه سرمایه داری بر تحولات وتحقیقات طب مدرن ، هزینه بسیار بالای درمان ، وابستگی این طب به جراحی و تکنولوژی، بشریت در یک چرخش صدوهشتاد درجه ای به طب سنتی و کل نگر توجه جدی کرده است. اعلامیه سازمان جهانی بهداشت در حدود ده سال پیش با بر شمردن آفات و بحرانهای طب مدرن ،کشور ها را دعوت به توجه جدی به مکاتب طبی دیگر از جمله طب سوزنی، طب هندی ، آیورودا ، طب سنتی چین ، طب سرخ پوستان و غیره میکند.
اساساً طب سنتی در اروپا در حدود 400 سال پیش توسط پاراسلوس و نیز در کشور خودمان در سال 1334 توسط دکترجهانشاه صالح وزیر بهداری (بهداشت) وقت با یک روند سیاسی ، استعماری و برنامه ریزی شده کنار رفت و میخ تابوت طب سنتی از آنزمان کوبیده شد.
تصور اولیه این است که طب سنتی منسوخ شده است و روشهای درمانی آن غیر علمی است یا پاسخگو نیست اما حقیقت این است که نه تنها در مقام نظر هیچ مقاله ی علمی در رد تئوری سردی و گرمی نوشته نشده است بلکه یافته های جدید تئوری مزاجها (سردی ، تری ، گرمی و خشکی)و اخلاط (صفرا ، سودا ، دم و بلغم ) را تایید می کند.
به علاوه در مقام عمل هم درمانگر بودن و کار آمدی طب سنتی شگفت انگیز بوده است. بطوری که درشهر تهران مطب های طب سنتی روز به روز پر رونق تر میشود و نیز در دیگر کشورهای جهان رشد طب سنتی (به مفهوم اعم آن ) روز به روز در حال گسترش است و عوامل گفته شده در بالا و همچنین دیگر مزایای طب سنتی (منطبق بودن بر فرهنگ دینی ، در دسترس بودن ، ارزان بودن ، خود کفایی دارویی وحتی نقش صادر کننده داشتن، تولید علم به معنای واقعی کلمه به طوری که از کل دنیا متقاضی تعلیم طب سنتی ایران شوند و بسیاری مزایای دیگر که در این مقدمه مجال ذکر آنها نیست) ، مجموعه دانشگاهی کشور را بر آن داشت که طب سنتی را به عنوان یک رشته مستقل زیر مجموعه دانشگاه تهران تاسیس کند.
به همین منظور می توان مسائل و مشکلاتی را که جامعه با آنها روبروست و در طب سنتی سرنخ هایی از آن وجود دارد از این منابع استخراج کرد . شاید بتوان گفت که بسیاری از مشکلاتی که اکنون در جامعه مطرح است و کارشناسان به هر دری می زنند تا آن را حل کنند می تواند با رویکرد به سنت و علوم سنتی قابل حل باشد یا حداقل دریچه ای را به روی ما بگشاید.
از جمله این معضلات و بحرانها مسئله خانواده می باشد.

 

قبل از وارد شدن به بحث لازم است یک سری از مقدمات طب سنتی ذکر شود تا در خلال آن،دسته بندی مطالب و جایگاه آنها در طب سنتی مشخص شود و خواننده بداند که هر بحث کجای این طب قرار میگیرد تا در صورت علاقه بتواند به منابع اصلی طب سنتی مراجعه کرده و مطالعات تفصیلی را د ر آنجا پیگیری کند.
فصل اول:کلیات طب سنتی ومزاج شناسی
طب سنتی 5 فن دارد (البته در تقسیم بندی دیگری آن را به دو جز عملی و نظری تقسیم می کنند. )
1)کلیات
2)مفردات
3)قرا با دین
4) معالجات مختصه
5)معالجات غیر مختصه
مفردات عبارت است از بررسی خواص ادویه بصورت مفرد
قرا بادین عبارت است از طریقه ساخت ،خواص و ... دارو های ترکیبی.
معالجات مختصه عبارت است از بررسی و شناخت بیماری ها از فرق سر تا نوک ناخن پا.
معالجات غیر مختصه عبارت است از بررسی وشناخت بیماری های عمومی بدن مانند آبله و تب وجوشها.
فن کلیات شامل سه قسمت است :
1- امور طبیعیه که هفت تاست :ارکان،امزجه،اخلاط،اعضا،ارواح ،قوا ، افعال
2- دلایل و علائم عبارت است ازآنچه که بر حالت بدن دلالت می کند ویا به عبارتی علامات دال برصحه و مرض، که چندین قسمت دارد که مهم ترین آن مزاج است
3- اسباب وعلل یعنی سبب وعلت بیماری وسلامتی . اسباب صحه و سلامتی هفت مورد می باشد که عبارتند از:
I. الاهویه( آب و هوای محیط)
II. الاطعمه والاشربه( غذا ها و نوشیدنی ها)
III. الریاضه والسکون (ورزش وسکون : که بوعلی آن را مهم ترین رکن سته ضروریه می داند)بحث تدابیر مربوط به جماع در این جا مطرح میشود.
IV. النوم والیقظه(خواب و بیداری)
V. الاعراض النفسانیه
VI. استفراغات واحتباسات
بحث تفصیلی هر کدام از این 5 فن در کتب طب سنتی موجود می باشد.آنچه را که ما در این مقاله نیاز است بدانیم تا بتوانیم مباحث مربوط به خانواده را بر اساس آن تبیین کرده و توضیح دهیم عبارتند از :
امور طبیعیه و مزاج شناسی :البته هر جا نیاز باشد اصطلاحات توضیح داده ورفع ابهام می شود.
جهت ادای دین به طب سنتی وعربی بودن زبان آن ،عبارات را عربی بکار برده و ترجمه آنها را داخل پرانتزذکر کرده ایم.دلیل این امر آن است که برای ادای حق یک مطلب و یک علم باید حتی المقدور اصطلاحات تخصصی آن علم را ترجمه نکرده و یا در صورت ترجمه عین عبارت نیز آورده شود.
ارکان وامزجه
در علوم سنتی اساس آفرینش وماده المواد تشکیل دهنده عالم را چهار عنصر آتش ، هوا،آب و خاک می دانستند.(توجه شود مفهوم عنصر در اینجا با عنصردر جدول مندلیف فرق دارد)
طبق نظر حکما تمام عالم ماده (جماد و نبات و حیوان و انسان ) از این چهار عنصر تشکیل شده است.
هر کدام از این جهار عنصر دارای مزاج می باشد :
آتش گرم و خشک
هوا گرم و تر
آب سرد و تر
خاک سرد و خشک
از تاثیر و تاثر این چهار عنصر مرکبات عاالم با مزاجهای نه گانه بوجود میآید.
بنابراین هر آنچه که در عالم ماده است دارای یکی از این نه مزاج است.گرم و خشک، گرم و تر،سرد و تر ، سرد و خشک،سرد، گرم ، تر ، خشک و معتدل
سردی و گرمی مورد نظر در علوم قدیم یک سردی و گرمی ذاتی است هر چند به سردی و گرمی ظاهری هم اطلاق میشود.مثلا وقتی گفته میشود دارچین گرم است ، منظور این است که وقتی دارچین خورده میشود پس از تصرف بدن در آن گرمای بدن بالا رفته و علائم گرمی ماننده خارش،سوزش ، التهاب و ... ظاهر میشود.یا مثلا وقتی گفته می شود ماست یا دوغ سرد است ، یعنی پس از ورود به بدن و تاثیر و تاثر بدن در آن سردی به بدن عارض میشود و علائم سردی (خواب وکسالت،ضعف و سستی وکند ذهنی) آشکار میشود.
حال در این مثالها فرق نمیکند دارچین داغ شده باشد یا نشده باشد. ماست اگر هم فرضا داغ شود و سپس مصرف شود پس از هضم کبدی سردی به بدن عارض می کند . مثلا آب سرد است ، آب جوش هم سرد است چند در ابتدا مقدار حرارت معده را بالا میبرد.
گفته شد که همه چیز در عالم مزاج دارد.مثلا مزاج زنجبیل گرم و خشک است و برای بیماری هایی که از سردی می باشد تجویز میشود و یا کاهو سرد است ، طلا و نقره گرم است . پنبه و پشم گرم و کتان سرد است . گوسفند گرم و گاو سرد و خشک است و ...
انسانها نیز دارای مزاجند . هر انسان هنگام تولد یک مزاج جبلی از پدر و مادرمی گیرد که مزاج پدر ومادرو شیوه زندگی آنها قبل از انعقاد نطفه، نوع تغذیه ونیز دوران بارداری و شیر دهی نوع آن را ازلحاظ گرمی وسردی تعیین می کند.


حرارت غریزی و رطوبت اصلی
طفل در حین ولادت دارای یک حرارت غریزی و رطوبت اصلی است که این دو لازمه بقایند و طفل با این دو زنده است.حرارت غریزی برای تداوم حیات و رطوبت اصلی برای رشد کودک است.در طول حیات یک شخص و با بزرگ شدن او ایندو رو به نقصان می گذارند تا اینکه با نابود شدن رطوبت یا حرارت غریزی عمر انسان پایان می پذیرد .در طول حیات عواملی هستند که با عث افنای حرارت غریزی و رطوبت اصلی می شوند. مانند مواد مخدر ، پرخوری ، غم و اندوه ، ورزش در حال گرسنگی شدید ، سرمای شدید و .... افنای حرارت غریزی و رطوبت اصلی باعث حدوث امراض ،ضعف و کاهش عمر میشود .حرارت غریزی و رطوبت اصلی همانند مفاهیم گرمی و سردی از مفاهیم بنیادین طب سنتی میباشد.
گفتیم که انسانها به سهم حرارات و رطوبت غریزی که به ارث می برند دارای یک مزاج جبلی یا اصلی هستند .علائم شناخت این مزاج جبلی ده جنس است که در بحث مزاج شناسی مفصلا در مورد آن بحث میشود.


اخلاط
دو رکن از امور طبیعیه شرح داده شد.. رکن سوم اخلاط است. هر خلط دارای یک مزاج است که در جدول زیر آورده شده است.
آتش گرم و خشک صفرا
هوا گرم و تر دم
آب سرد و تر بلغم
خاک سرد و خشک سودا

غذا وقتی وارد بدن میشود حرارت معده در آن تصرف می کند و پس از آنکه شیره غذا جذب کبد شد در کبد با فعل وانفعالات انجام شده توسط حرارت کبد شیره غذا به خون تبدیل میشود.این خون از چهار خلط به نامهای صفرا،دم،بلغم و سودا تشکیل شده است.هر کدام از این اخلاط در بدن نقشی را بر عهده دارند. اخلاط، اعضای بدن را می سازند.مثلا خلط بلغم ،مغز را و دم ،ماهیچه را و سودا ،استخوان را می سازد.


ارواح
ارواح بخار لطیف اخلاط است . روح در اینجا یک روح طبی است نه روح شرعی. حرارت غریزی بدن در اخلاط اثر کرده و بخاری از آنها بوجود میآید که دربدن در حال گردش است.این بخار روح نام دارد.
روح سه نوع است :
I. نفسانی
II. طبیعی
III. حیوانی
روح طبیعی در کبد است و وظیفه آن رشد و نمو بدن است.
روح نفسانی در مغز است و وظیفه آن حس و حرکت است .
روح حیوانی در قلب است و وظیفه آن تداوم حیات است.
مثلا وقتی بحث میشود چیزی مقوی ارواح است یعنی اینکه مقوی کبد و مغز و قلب است و ....


امور طبیعیه
ارکان >> امزجه >> اخلاط >> اعضا >> ارواح >> قوا >> افعال
افعال عبارت است از هر فعلی (ظاهری و باطنی) که از انسان صادر میشود.
قوا حامل افعالند و ارواح حامل قوا.
آوردن این موارد و توضیح آنها برای این است که بعدا بتوانیم از آنها استفاده کنیم و بهتر مسائل و پدیده ها را توضیح دهیم.


نشانه های کلی مزاج
مواردی که با توجه به آن ها می توان در مورد وضعیت کلی مزاج ذاتی (اصلی،مادرزادی) بدن قضاوت کرد، عبارتند از:
1. ملمس
2. گوشت و چربی (هیکل یا سحنه)
3. مو
4. رنگ بدن
5. خواب و بیداری
6. چگونگی افعال صادر شده از بدن
7. کیفیت مواد دفعی بدن
8. حالات نفسانی
9. بزرگی و کوچکی اعضا
10. چگونگی تاثیر پذیری از کیفیات چهارگانه
باید توجه داشت که بسیاری از نشانه هایی که گفته میشود، علایم طبیعی و ذاتی افراد است و تا زمانی که موجب اختلال درعملکرد شخص نشوند بیماری محسوب نمی گردند.
1. ملمس: کیفیتی که طبیب هنگام لمس بدن شخص معاینه شونده حس می کند. این نشانه یکی از مهمترین ابزار تشخیص میزان گرمی و سردی و همچنین رطوبت و خشکی بدن است. احساس نرمی هنگام لمس دلیل بر رطوبت، احساس سفتی دلیل بر خشکی مزاج، احساس حرارت هنگام لمس نشانه گرمی و احساس سرما دلیل سردی مزاج است. برای تشخیص صحیح از طریق ملمس، پزشک و بیمار باید شرایط خاصی داشته باشند.


شرایط لمس شونده و لمس کننده:
شخص به هنگام لمس یا به فاصله کمی از آن، نباید در معرض حرارت، سرما، فعالیت یا هیجان شدید باشد بلکه باید شرایط جسمی و روحی و پوشش طبیعی داشته باشد.
2. هیکل:
اندازه کلی بدن می باشد. هیکل ها دو نوعند:
الف: هیکل های مینیاتوری یا لاغر که شامل مزاج های گرم و خشک و سرد و خشک می باشند زیرا خشکی مانع رشد میشود.
ب: هیکل های درشت و حجم دار که بعضی با غلبه چربی بر بدن همراه هستند که این ها معمولاً دارای مزاج سرد و تر هستند و برخی عضلانی می باشند که این افراد معمولاً دارای مزاج گرم و تر هستند، زیرا از شرایط لازم برای رشد، رطوبت و حرارت است و فردی که مزاج گرم و تر دارد درشت هیکل میشود. به عبارت دیگر، می توان گفت که زیادی گوشت و چربی دلالت بر رطوبت و کمی آن ها دلالت بر یبوست و خشکی می کند.
3. مو:
سرعت رشد مو نشانۀ خشکی مزاج است و اگر این سرعت خیلی زیاد باشد نشانۀ توأم بودن حرارت و خشکی است. زیادی مو بر حرارت دلالت می کند و رطوبت باعث سرعت رشد مو و تنکی و نازکی آن میشود.
به طور کلی زیادی، ضخامت، مجعد بودن و سیاهی مو بر گرمی و خشکی مزاج دلالت دارد و بر عکس آن ها (کمی، نازکی، صافی و سفیدی مو) بر برودت و رطوبت مزاج دلالت می کند.
4. رنگ بدن:رنگ بدن علامت بسیار خوبی برای تشخیص مزاج است به شرطی که دقت کافی در تشخیص رنگ ها مبذول شود.
رنگ سفید (شبیه به رنگ مهتاب) نشانۀ غلبۀ بلغم است.
رنگ سرخ دلیل غلبۀ دم یا گرمی مزاج است.
رنگ زرد (رنگ آفتابی) نشانۀ غلبۀ صفرا یا گرمی مزاج و یا کم خونی می باشد.
رنگ تیره یا کمودت چهره نشانۀ غلبۀ سودا و یا کم خونی می باشد.
رنگ سرخ و سفید در فرد معتدل دیده میشود.
باید توجه داشت که رنگ بدن حالت مطلق ندارد و تحت تأثیر عوامل محیطی و مواردی مثل بیماری اعضای مختلف بدن تغییر می کند.
5. خواب و بیداری:
اعتدال در خواب و بیداری نشانه اعتدال مزاج خصوصا اعتدال در مغز است. رطوبت و برودت باعث پرخوابی میشود. به همین علت افراد با مزاج تر به خواب بیشتری نیاز دارند. خشکی و حرارت موجب بیداری (کم خوابی) است.
نکته: در حالت مزاج عارضی (سوء مزاج) صفراوی ها بیشترین مشکلات خواب را دارند؛ هم دیر خوابشان میبرد و هم زود از خواب می پرند. سوداوی ها نیز در درجه بعد دچار مشکل خواب هستند. این گونه افراد، در خواب رفتن مشکل دارند و معمولاً خوابشان سبک می باشد. در اشخاص کم خواب مثل افراد صفراوی و سوداوی، بسته به شرایط می توان از مرطّبات مانند کاهو، دوغ بی چربی، آب انار، آب لیمو شیرین، ماء الشعیر و خاکشیر استفاده کرد.
6. چگونگی افعال صادر شده از بدن:
صحیح و کامل بودن افعال دلیل بر کمال صحت بدن است و ایجاد مرض، مستلزم غیر طبیعی بودن افعال است. افزایش سرعت افعال، نشانۀ حرارت مزاج است. به عنوان مثال سرعت رشد بدن و سرعت رویش مو و دندان دلیل حرارت هستند و همچنین توأم بودن افعال با اضطراب و تشویش نیز بر حرارت مزاج دلالت می کنند ولی بر عکس، هرگاه ضعف و سستی و کندی در افعال دیده شود نشانۀ سردی مزاج است.
7. کیفیت مواد دفعی از بدن:
اجابت مزاج طبیعی آن است که به ازای هر بار مصرف غذا، یک بار دفع انجام شود. حرارت و خشکی موجب کاهش اجابت مزاج می شوند بنابراین معمولا در افراد صفراوی یبوست دیده میشود.
گرمی مزاج و غلبه صفرا باعث میشود مواد دفعی شامل ادرار، مدفوع، منی و غرق دارای بوی تند و پر رنگ باشند و عکس این نشانه ها بر سردی مزاج دلالت دارد.
8. حالات نفسانی:
قدرت و بلندی صدا، سرعت و پیوستگی کلام، زود عصبانی شدن و سرعت حرکت، نشانۀ حرارت مزاج هستند. افراد گرم و خشک که حرارت زیادی دارند، معمولاً تندخو بوده و زود عصبانی می شوند. این افراد بیقرار، تند و تیز، پر کار و فعال هستند و نیز حافظۀ خوبی داشته و از قدرت تجزیه و تحلیل بالایی برخوردارند. صاحبان مزاج سرد و خشک در اوج ثبات بوده و کارها را به آرامی و بدون عجله انجام می دهند. این افراد معمولا درون گرا بوده و کمتر با دیگران می جوشند و مستعد افسردگی هستند. اشخاص سرد و تر حافظۀ خوبی ندارند. خواب آلود، صبور و خونسرد هستند. افراد گرم و تر شجاع، جسور و خونگرم هستند و به خوبی با دیگران ارتباط بر قرار می کنند.
9. بزرگی و کوچکی اعضاء:
بزرگ و وسیع بودن قفسۀ سینه، مشخص بودن عروق، عظیم بودن نبض، بزرگی دست و پا و مشخص بودن کامل مفاصل دلالت بر حرارت می کنند و علائم معکوس نشانه برودت مزاج است.
10. چگونگی تأثیرپذیری از کیفیات چهارگانه:
سرعت تأثیرپذیری از هرکدام از کیفیتهای چهارگانه یعنی حرارت، برودت، رطوبت و یبوست دلیل بر غلبۀ همان کیفیت است. به عنوان مثال، اگر بدن نسبت به گرما سریعا دچار انفعال شود، نشانۀ گرمی مزاج می باشد.
آنچه تاکنون گفته شد نشانه های مزاج اصلی بود که همگی در شخصی که به طور ذاتی صاحب آن مزاج باشد طبیعی است. اگر به هر علتِ درونی یا بیرونی، مزاج دچار تغییر شود، علائمی در شخص ایجاد می گردد که نشانه های مزاج عارضی است. اگر این وضعیت به طول انجامد و درمان صورت نپذیرد، سوء مزاج رخ خواهد داد.
فرق میان مزاج اصلی و عارضی آن است که شخص در مزاج اصلی به چیزهایی مانند مزاج خود تمایل دارد؛ اما در مزاج عارضی، تمایلات بیمار بر خلاف مزاج می باشد، مگر آنکه به علت مزمن شدن، مزاج عارضی همچون مزاج اصلی شود (مستحکم شود). پس لازم است پس از شناخت صحیح مزاج، بیمار در زمان بیماری از غذاهایی که تمایل زیاد به خوردن آن ها پیدا می کند و بر خلاف مزاج اصلی اوست پرهیز نماید.


دیگر علایم امزجه
همانطور که دیده شد فرد گرم مزاج علائم گرم مزاجی را دارد یعنی افعال و حرکات او از کیفیت گرمی ناشی میشود.مثلا پر تحرک است، با نشاط است ، فعال است ، پر انرژی است ، چالاک و سریع است ، فعالیت زیاد دارد.
اما فرد سرد مزاج علائم سردی از او صادر میشود. سردی سکون می آورد ، خمودی می آورد ، سستی می آورد ، این افراد کم انرژی ، کند و بیحال هستند. برای انجام کارها مرتبا باید آنها را حمایت کرد و باید به آنها انرژی داد.


دموی مزاجان
افراد دموی ( گرم و تر) چون عنصر هوایی در آنها غالب است خصوصیات رکن مربوط به خود (هوا)را دارند. دیر عصبانی می شوند و دیر هم آرام می شوند.افرادی شجاع هستند ، خوش مشرب و اجتماعی هستند. با همه کس دوست می شوند و اهل بگو و بخند هستند. افرادی شاد و فعال ، بلند پرواز ، خوش اخلاق و خوش رو ، شجاع و صبور ، سخاوتمند هستند. میل و توان جنسی بالا دارند. یعنی هم در عشق و عاشقی سرآمد هستند و هم توان و قوه جنسی بالایی دارند.


صفراوی مزاجان
افراد صفراوی (گرم و خشک) عنصر آتش در آنها غلبه دارد و خصوصیات آتش از آنها بروز می کند مثلا زود عصبانی می شوند و زود هم آرام میگیرد . بعضا بد خلق هستند .افراد صفراوی افرادی تند وتیز و بی قرار هستند و همانطور که آتش یکدفعه زبانه می کشد و زودفروکش می کند،این افراد هم دارای یک خصوصیت در تمام افعال خود هستند و آن تصمیم آنی و به اوج رساندن کارها و یکدفعه رها کردن و ترک آن است. این خصوصیت به علت گرمی بالا (گرمی و خشکی) می باشد.افراد دموی گرمی کمتری نسبت به صفراوی ها دارند .طبع صفراوی ها گرم و خشک و آتشین و طبع دموی ها گرم و تر است. به علت وجود همین تری در طبع دموی ها ، گرمای آنهابه نسبت با صفراوی ها کمتر است.
افراد صفراوی به علت گرمای زیاد ناآرام و مضطرب هستند وافعال خود را با طمانینه و وقار انجام نمی دهند.علت این امر آن است که گرما باعث تشویش و عدم سکون و اضطراب میشود .این افراد یک کار را با جدیت شروع کرده و بر روی آن پافشاری می کنند اما یک دفعه آن را رها می کنند. گاهی پر جرات وگاهی آرام هستند.حاضر جواب و با هوش ، سریع و چالاک و پر انرژی هستند . گاهی با اراده و گاهی سست می شوند.


بلغمی مزاجان
افراد بلغمی دارای مزاج سرد و تر هستند و عنصر آبی در آنها غلبه دارد و خصوصیت آب از آنها بروز می کند . افراد بلغمی افرادی منزوی و آرام هستند و ضعف حافظه و معمولا حواس پرتی دارند.از لحاظ فعالیت افرادی کم انرژی و بیحال ، میانه رو و محتاط و ترسو هستند . ترس یکی از مهمترین خصوصیات بلغمی هاست.
به علت سردی غالب در مغز ،افرادی گوشه گیر و افسرده هستند.
اگر سردی غالب شود بیشتر دم از نا امیدی می زنند و خاطرات گذشته را یاد آوری می کنند. گذشته نگر هستند و استعداد افسردگی دارند . افراد بلغمی به علت ترسو بودن استعداد ریسک پذیری ندارند .
اهل سازش هستند و معمولا تحت تاثیر افراد دیگر هستند . منفی بافی و ناامیدی از دیگر خصوصیاتشان است و افرادی بی خیال و خونسرد هستند.
خصوصیات عنصر آبی در این افراد غالب است مثلا با جدیت و تندی در برابر مسئله ای مقاومت نشان می دهند اما اگر طرف مقابل هم جدی شود ، کنار می کشند (همانند آب که به مانع برخورد می کند و فورا بر می گردد). افرادی انعطاف پذیر هستند و براحتی می توان افکار ایشان را تغیر داد(برعکس صفراوی مزاجان و سوداوی مزاجان)


سوداوی مزاجان
افراد سوداوی (سرد و خشک ) دارای خصوصیات عنصرخاکی هستند و این افراد هم خصوصیات سردی دارند و هم خصوصیات خشکی.افرادی همه سو نگر و منطقی،میانه رو و محتاط هستند.
همیشه در حال فکرند و در حالات پیشرفته دارای وسواس و دو دلی هستند.
همانندافراد بلغمی توان ریسک ندارند.فکر و خیال فراوان دارند و مستعد افسردگی و مالیخولیا هستند.
اگر سردی در مغز و روان این افراد غلبه کند ، ترسو و دچار سو ظن می شوند وتمایل زیادی به تنهایی وگوشه نشینی پیدا می کنند و استعداد نا امیدی دارند. .
خصوصیات عنصر خاکی در آنها غالب است . مثلا انعطاف پذیر نیستند (بر خلاف بلغمی ها ) وکینه می ورزند. همانند خاک خاطرات را درذهن خود نگه می دارند و پس ازسالهاآنها را بازگو میکنند.
افراد گرم و خشک از فصل زمستان خوششان میآید چون مزاج زمستان سردوتر است و تعدیل کننده مزاج آنهاست.
افراد سرد و تر از فصل تابستان خوششان میآید و از فصل زمستان گریزانند چون تابستان مزاج آنها را تعدیل کرده اما فصل زمستان باعث اوج گیری بیماریهای آنها میشود.دیگر مزاجها نیز به همین منوال است.


فصل مزاج                 ۱   مضر برای        ۱  مفید برای
بهار گرم و تر                ۱   دموی ها           ۱   سوداوی ها
تابستان گرم و خشک    ۱    صفراوی ها       ۱   بلغمی ها
پاییز سرد و خشک        ۱    سوداوی ها      ۱   دموی ها
زمستان سرد و تر         ۱    بلغمی ها        ۱   صفراوی ها

خصو صیات جنسی امزجه:

گرمی چون عامل تحرک و قدرت و جنبش است پس به تبع گرم مزاجان دارای میل جنسی قوی ای هستند.و سرد مزاجان میل جنسی ضعیفی دارند.مثلا دموی مزاجان علاوه بر اینکه توان جنسی زیادی دارند یعنی توان جماع بالایی دارند و میل جنسی (عشق) زیادی هم دارند.
افراد صفراوی توان جنسی بالایی دارند اما میل جنسی آنها کمتر از دموی هاست. افراد بلغمی به علت سردی غالب در بدن آنها هم توان جنسی و هم میل جنسی کمی دارند.افراد سوداوی توان جنسی پایین (همانند بلغمی ها )دارند اما میل جنسی بالایی دارند.
افراد بلغمی افرادی عاشق پیشه نیستند و در عشق به اوج نمی رسند اما افراد سوداوی شدیدا عاشق می شوند . بنابراین اگر به دنبال فردی عاشق می گردید ، افراد سوداوی را انتخاب کنید.
توجه به چند نکته در مورد مزاج شناسی ضروری است :

1. شناخت مزاج جبلی در عین اینکه نیازبه مطالعه دارد وباید ده جنس آن را آموخت ، نیاز به مهارت و ممارست و آموزش نزد استاد هم دارد . چون در عین حال که یک علم است یک هنر است ، یک مهارت است.
2. به علت یکدست شدن زندگی ها وغلبه زندگی صنعتی امزجه بهم ریخته است.
3. مزاج جبلی غیر قابل تغییر است . یعنی یک فرد لاغر سوداوی را نمیتوان به یک فرد چاق و عضلانی دموی تبدیل کرد . خصوصیات گفته شده در باب مزاج شناسی اگر جبلی افراد باشد تقریبا غیر قابل تغییر است و اگر هم بتوان آنرا تغیر داد، بسیار ناچیز خواهد بود.
4. مسله خیلی مهمی که باید در باب خصوصیات روحی و روانی مزاجها به آن توجه کرد ، مسئله تهذیب نفس و اثر آن بر مزاج است . خصوصیات روحی گفته شده موقعی واقعا بروز خواهد کرد که فرد تهذیب نفس نکرده باشد.و خودش را با همان حالات بر آمده از مزاج عادت داده باشد و در پی اصلاح خویش بر نیامده باشد.اگر کسی بخواهد میتواند با تهذیب نفس و مراقبه خصوصیات منفی مزاجی خود را کنترل کند. فرد صفراوی ذاتاعصبانی است اما اگر روحیه دینی قوی داشته باشد ، می تواند کظم غیظ کند . و مثلا فرد سوداوی وسواس داردحال اگر این فرد مومن واقعی باشد ، می تواند براین حالت غلبه کند و وسواس را از وجود خودش حذف کند. خصوصیات روحی و روانی مزاجها با توجه به بستري كه فرد در آن رشد مي كند، تغيير ميكند ودر يك جهت خاص حركت مي كند. مثلا فرد سوداوي وسواس دارد اما اگر شريعت مدار باشد وسواس او دراحكام ظاهر ميشود واگر مرفه باشد درتميزي و پوشش خود را نشان مي دهد.
5. برای شناخت مزاج یک نفر لازم نیست همه این ده جنس در او وجود داشته باشد بلکه اغلبیت مهم است یعنی اینکه هر کدام از این ده جنس گرمی یاسردی در او غلبه داشت مزاج جبلی او همان خواهد بود . مثلا اگراز ده جنس ، هشت جنس در او علامات گرمی را داشت مزاج او گرم خواهد بود.مثلا اگر کسی دارای صورت برافروخته و سرخی بود و عضلات برجسته و هیکلی درشت داشت و در عین حال فردی شاد و فعال بود میتوان حکم به گرم مزاجی او کرد.
6. گرمی و سردی هم رتبه بندی دارد . برخی گرم مزاجان در اوج گرمی هستند و برخی گرمیشان به اعتدال نزدیک است . مثلا یک فرد صفراوی ممکن است آنقدر گرم باشد که با کوچکترین عاملی عصبانی شود ، یا حرکات سبک سرانه (طیش) دراو بسیار مشاهده شود .اما صفراوی دیگری در درج پایین تر باشد.
7. علت اینکه بیشتر گرمی و سردی مطرح شد این است که در طب سنتی گرمی و سردی فاعلند و تری خشکی منفعل یعنی گرمی باعث بوجود آمدن خشکی و سردی باعث بوجود آمدن تری میشود و به عبارتی گرمی و سردی اصلند و تری خشکی فرع اند.به همین جهت در بحث مزاج شناسی بیشتر خصوصیات افراد از لحاظ سردی وگرمی مزاج مطرح شد و کمتر افراد به افراد با مزاج گرم و تر، گرم و خشک، سرد و تر، سرد و خشک پرداخته شد.
8. آنچه که در مورد اخلاقیات امزجه ذکر شد ، مطلق نیست بلکه عوامل مختلفی می تواند آنها را تغییر دهد مثلا تهذیب نفس ، شرایط خانوادگی ، تربیت و ... .مثلا فردی گرم مزاج بسیار فعال و زرنگ و پر حرف است و تبعا باید کمرو نباشد و بتواند بدون رو در بایستی ما فی الضمیر خود را آشکار کند . اساسا افراد گرم مزاج بی شرم و حیا هستند.حال این افراد ممکن است تحت تربیت خانوادگی خاصی این روحیه اش را از دست بدهند و مثلا پدر خانواده او را تحت فشار زیاد قرار داده باشد یا شرایط اجتماعی به نحوی او را منزوی کرده باشد:.مثلا به علت فقر پدر یا فساد پدر و مادر یا شرایط پست خانوادگی به تدریج به انزوا کشیده شده باشد و این روحیه اش را از دست بدهد و به فردی کمرو و گوشه گیر تبدیل شود.


دیگر خصوصیات مزاج گرم و سرد از حیث اخلاق
افراد گرم مزاج پر جنب و جوش هستند و قدرت مدیریت دارند . برخلاف افراد سرد مزاج که بیشتر پیرو هستند . مثلا اگر دو بچه ، یکی گرم مزاج و یکی سرد مزاج کنار هم قرار گیرند بچه گرم مزاج مدیر خواهد شد و بچه سرد مزاج تابع خواهد شد و به دنبال او راه خواهد افتاد.اساسا گرم مزاجی بچه گرم مزاج به بچه سرد مزاج اظهار وجود نمی دهد .مدیران عالم حتما باید گرم مزاج باشند.فرد سرد مزاج نه توان مدیریت دارد و نه دیگران او را مدیر خوبی می دانند.


مزاج جنس مذکر و مونث عالم
یکی از مسائل مهم و مسلم در طب سنتی و مورد اتفاق همه حکما ، مزاج جنس مذکر و مونث است.طبق نظر حکما مزاج جنس مذکر گرمتر و خشکتر ازجنس مونث است . به عبارتی جنس مونث سردتر و ترتر است نسبت به جنس مذکر.مثلا شیر نر گرم تر است نسبت به شیر ماده.و ویژگی های گرم مزاجی در ذکور غلبه بیشتری دارد .

انتخاب همسر به کمک مزاج
با توجه به مطالب گفته شده در مورد امزجه مشخص است که برای خوشبخت شدن زوجین ، ایجاد تفاهم بیشتر ، ایجاد عشق و صمیمیت و تطابق جسمی و روحی باید زن و شوهر دارای مزاج یکسانی باشند . یعنی فرد گرم مزاج باید با فرد گرم مزاج ازدواج کند و فرد سرد مزاج با فرد سرد مزاج.
توجه شود که مسئله مزاج یکی از مسائلی است که در تعین زوجه باید در نظر گرفت و دیگر مسائل مانند ایمان ، شرایط خانوادگی و ... نیز وجود دارد که در اینجا ، جای بحث در مورد آن نیست .
با ذکر چند مثال علت تطابق مزاج زن و مرد مشخص میشود بعبارتی چرا برای تفاهم بیشتر باید تطابق مزاجی داشته باشند؟
همانطورکه گفته شد گرم مزاجان افرادی فعال و پر جنب و جوش هستند و سرد مزاجان افرادی کند و بیحال هستند . حال اگر زن و شوهر دارای مزاج مختلف باشند به سختی می توانند همدیگر را تحمل کنند. این مسئله در مورد دو دوست هم صادق است . در زندگی خوابگاهی به کثرت مشاهده شده است که افراد دارای مزاج مختلف نمیتوانند همدیگررا تحمل کنند و معمولا به رفتار همدیگر گیر میدهند. فرضا اگر همدیگر را تحمل کنند عشق حقیقی بین آنها بوجود نخواهد آمد . فرد فعال و پر انرژی از فرد فعال و پر انرژی خوشش میآید. تصور کنید زن و شوهر برای یک مهمانی دعوت شده اند. زن مزاج سرد دارد و شوهر بسیار گرم است . شوهر به علت گرم مزاج بودنش فوراً سرو وضع خود را مرتب کرده و آماده رفتن میشود. اما زن به علت سرد مزاج بودنش بسیار کند عمل کرده و شوهر مدت زیادی منتظر می ماند تا زن اماده رفتن شود .حال اگر از این سنخ تضاد ها در زندگی زیاد باشد،به مرور زمان عشق و علاقه زوجین را نسبت به هم کم خواهد کرد.
همانطور که گفته شد افراد صفراوی حافظه خوبی دارند و تیز هوش هستند . این افراد باید با هم سنخ خود یعنی افراد دارای مزاج گرم و خشک ازدواج کنند . چون در صورت عدم رعایت تطابق مزاجی این افراد قادر به درک یکدیگر نخواهند بود .
دموی مزاجان(گرم و تر) دارای روحیه شاد ، خوش مشرب و اجتماعی هستند .حال تصور کنید این فرد با یک فرد سوداوی (سرد و خشک) ازدواج کند.فرد سوداوی گوشه گیر بوده و تمایلی به شرکت در اجتماعات ندارد . این دو نفر به علت تقابل مزاجی که دارند نمیتوانند باهم کنار بیایند.
یکی از خصوصیات بلغمی مزاجان خونسردی و بی خیالی آنها در حوادث و مشکلات است .ضرب المثل «دنیا را آب میبرد اورا خواب میبرد» در رابطه با آنها صادق است . حال اگر یک طرف بلغمی باشد و طرف دیگر گرم باشد ، یک طرف همیشه در اضطراب خواهد بود و طرف دیگر بی خیال.فرد گرم مزاج ازبیخیالی طرف مقابلش خسته میشود و این وضعیت در دراز مدت باعث تنفر و انزجار او از طرف مقابلش خواهد شد.
متقابلا فرد سرد مزاج (بلغمی) نیز فرد گرم مزاج را بخاطر اضطراب و عجول بودنش سرزنش می کند.
نکته: البته بدون در نظر گرفتن مزاج نیز می توان به این تطابق رسید ولی با مزاج شناسی کار بسیار آسان میشود و شناخت بهتر صورت میگیرد؛ چون در مزاج شناسی از خصوصیات بدنی نیز می توان کمک گرفت و به حالات روانی افراد پی برد.پیشتر گفته شد که مزاج ذکور نسبت به اناث گرم تر و خشک تر است. به همین جهت در عالم انسانی زنان پیرو و دنباله رو مردان هستند. علائم سرد مزاجی در زنان غلبه دارد و به علت این تفاوت مزاجی، مدیران و رؤسای عالم اکثرا مردها هستند. در خانواده نیز همینطور است و مدیر خانواده مرد است.
حال اگر زنی را دیدید که مدیر شده است و توانایی این کار را هم دارد بدانید که حتماً گرم مزاج است (مانند بینظیر بوتو)


مدیریت منزل ومزاج شناسی:
در حالت کلی، مدیریت منزل و تدابیر امور آن بدست مرد است و زنان بر آیین شوهران هستند. زن، پیرو و تابع و دنبالهرو مرد است و این یک علت دارد که آن هم خصوصیت ذاتی مرد است که اقتضای چنین شخصیتی را برای وی دارد و آن خصوصیت «گرم مزاجی» مرد است.
حال اگر شرایطی پیش آید که مزاج زن خیلی گرم باشد و مرد سرد مزاج باشد بطوری که گرم مزاجی زن بر سرد مزاجی مرد غلبه کند، معمولاً در چنین مواقعی «زن ذلیلی» پیش میآید! یعنی مدیریت منزل بدست زن میافتد و شوهر تابع زن میشود.
در دیگر تعاملات نیز افراد جامعه همین تأثیر و تأثر را دارند. مثلا اگر دو بچه که یکی سرد مزاج و دیگری گرم مزاج است، در کنار هم قرار بگیرند، مدیریت با بچهی گرم مزاج خواهد بود.
در مورد زن و شوهر بطور طبیعی و در حالات کلی، به علت گرمتر بودن مزاج مردان، مدیریت جامعه و خانواده با مردان است. اما اگر زن گرم مزاج باشد و گرمی مزاج او بر مردان غلبه کند، می تواند مدیریت کند و در رده های مدیریتی بالا تاثیر گذار باشد.
اساسا گرما به سبب قدرتی که دارد به سردی اظهار وجود نمی دهد

مزاج شناسی و مشکلات جنسی
نقش مزاج شناسی در رفع مشکلات جنسی نسبت به دیگر مسائل بسیار مهم تر و کارآمدتر است. به جرأت میتوان گفت که بسیاری از مشکلات جنسی که طب مدرن و روانپزشکی مدرن از شناخت و درمان آنها عاجز است با طب سنتی براحتی قابل درمان است.
گفتیم که مزاج گرم، قدرت جنسی بالایی دارد و مزاج سرد، قدرت جنسی پایینی دارد. در بین گرم مزاجان، افراد دموی (گرم و تر) توان و میل جنسی بالایی دارند اما صفراوی مزاجان (گرم و خشک) توان جنسی بالا و میل جنسی متغیر دارند. بلغمی مزاجان هم توان جنسی پایین و هم میل جنسی پایین دارند.
افراد سوداوی (سرد و خشک)، توان جنسی پایین و میل جنسی بالا دارند. بدون توضیح مشخص است که برای پیشگیری از مشکلات جنسی زوجین، تطابق جنسی آنها از نظر مزاجی ضروری است.
این مسأله در چند مورد میتواند کارساز باشد:
1) در مسألۀ تقاضای جنسی: اگر زوجین از لحاظ مزاجی متشابه باشد یعنی هر دو گرم مزاج یا هر دو سرد مزاج باشند، به یک اندازه احساس نیاز به آمیزش جنسی پیدا می کنند و به تبع بهتر می توانند همدیگر را ارضا کنند.
حال اگر یک فرد دموی با یک فرد سوداوی ازدواج کند، فرد دموی بنا به اقتضای طبع خودش بسیار آرزوی (نیاز) جماع دارد اما فرد سوداوی تمایل کمتری به جماع دارد. این تضاد باعث می شود که دو طرف نتوانند همدیگر را ارضا کنند. فرد سوداوی به سبب درخواست زیاد همسرش برای جماع خسته می شود و از طرفی فرد دموی از عدم تمایل همسرش گله می کند و اگرمعتقد نباشد چه بسا به انحراف کشیده شود.
2) کارکرد دیگر این بحث درمسألۀ اوج گیری لذت جنسی است
افراد گرم مزاج، سریعتر به ارگاسم جنسی می رسند. اگر زوجین هر دو گرم باشند، چون هر دو سریع به ارگاسم جنسی میرسند پس مشکلی پیش نمیاید. اگر هر دو سرد باشند نیز وضعیت به همین شکل است. اما اگر مرد بسیار گرم مزاج باشد و زن سرد مزاج، مرد خیلی سریع به اوج میرسد ولی زن فاصلۀ زیادی تا به اوج رسیدن دارد. (البته در حالت کلی مرد سریعتر به اوج لذت جنسی می رسد اما اگر تطابق مزاجی بین آنها نباشد این فاصله بیشتر خواهد شد).
این وضعیت باعث می شود تا زن بطور کامل ارضا نشود و در نتیجه باعث تنفر و انزجار از شوهر شده و در صورت مهذب نبودن به انحراف کشیده شود( مانند ارگاسم)
طبق آمار رسمی 50 درصد و غیر رسمی 70درصد از علل طلاق، مشکلات جنسی بین زوجین است. از مشکلات جنسی به چند مورد در بالا اشاره شد.
در میان مشکلات جنسی آنچه که بیشتر در جامعۀ فعلی ما مشاهده میشود، ضعف و ناتوانی جنسی است که علل مختلفی دارد.
1) وجود غذاهای سرد مزاج در جامعه: قریب به اتفاق غذاهایی که در جامعه مصرف میشود سرد هستند و باعث سردی و ناتوانی اندام جنسی میشوند. لبنیات، آبلیموها، سرکهها و تقریباً همۀ غذاهای بستهبندی شدۀ سوپرمارکت ها سرد هستند. گوشت مصرفی مردم نیزکه اغلب ماهی و گاو (در قالب غذاهایی مثل سوسیس و همبرگر و ...) است سرد هست.
2) زندگی صنعتی و تکنیکی: بعلت اینکه زندگی صنعتی بر خلاف فطرت و غریزه است و روح و روان بشر از صنعت گریزان است، اساساً نه تنها ضعف میل جنسی بلکه بسیاری از بیماری ها را به وجود می آورد. فضای مصنوعی، صداهای صنعتی، دوری از طبیعت و سر و کار داشتن با ابزار آلات و کار درکارخانه همه مضعف توان جنسی هستند.
3) علل دیگری نیز در کاهش توان جنسی مؤثرند که مورد بحث ما نیست.
اساسا درمانهای طب مدرن در مشکلات جنسی، موقت و پر عارضه هستند.
طب سنتی بر اساس تئوری «گرمی و سردی» به شناخت و درمان بیماریها می پردازد.
همانطور که گفته شد ضعف میل جنسی در اغلب موارد از سردی است. پس برای درمان آن باید از گرمیجات و افزاینده های قوهی باه (مبهیات) استفاده کرد از جمله ادویه جاتی چون زنجبیل ،خولنجان، بهمن و......
درمان عدم تشابه جنسی زن و مرد
در صورتی که میل جنسی یکی از زوجین زیاد باشد و میل جنسی طرف مقابل کم باشد، باید هر دو را تعدیل کرد تا بتوانند با هم به تعامل برسند. فردی که میل جنسی اش زیاد است باید از کاهنده های میل جنسی استفاده کند و فردی که از این لحاظ ضعیف است باید از مبهیات (افزاینده های قوه ی باه) استفاده کند.

تولید منی
از نظر طب سنتی منی از تمام اعضای بدن تولید میشود. چنانچه وجود بیماری در یکی از اعضای والدین باعث وجود بیماری در همان عضو کودک میشود.
طبق این مبنا برای تقویت میل جنسی باید همه ی اعضا را تقویت کرد. ضعف قلب، کبد، معده، کلیه و مغز هر کدام می تواند منجر به ضعف میل جنسی شود. برای تشخیص علت ضعف میل جنسی باید تک تک اعضای رئیسه ی بدن را بررسی کرد. در طب سنتی برای تشخیص ضعف هر کدام از اعضا علائمی هست.

نازایی
علل نازایی بسیار زیادند. علاوه بر علل مختلفی که در اندام های تناسلی ممکن است از نظر هیئت و شکل اعضا باشد (که خود این ها ممکن است مادر زادی یا عارضی باشند)، دو علت از علل نازایی که به زمینه های مزاجی برمی گردد ،ذکر می شود:
در صورتی که رحم بسیار گرم باشد، نطفه ی مرد به سبب گرمای بالای رحم، توان تولید جنین را ندارد و می سوزد و در صورتی که رحم بسیار سرد باشد باز هم نطفه منعقد نمیشود و منی منجمد میشود. در صورتی که منی در یک وضعیت تقریبا متعادل باشد و دیگر شرایط انعقاد نطفه فراهم باشد، نطفه منعقد میشود.
حال اگر این اعتدال رو به گرمی باشد، جنین مذکر خواهد شد؛
و اگـــر این اعتدال رو به سردی باشد، جنین مؤنث خواهد شد.
البته عوامل دیگری هم در تکوین جنین مؤنث یا مذکر دخیل اند. برای مثال مزاج والدین،زمان جماع و.....
سردی و گرمی اندامهای جنسی، هریک علائمی دارند. مثلا اندام جنسی گرم، علاوه بر گرمی ظاهری، موی درشت و زیاد و سیاه دارد و اندام جنسی سرد، بر عکس است. در اکثر موارد وقتی مزاج کلی بدن گرم است، مزاج اندام جنسی هم گرم است و وقتی مزاج کلی بدن سرد است، مزاج اندام جنسی هم سرد خواهد بود.
از دیگر علل نازایی، شیوهی غلط جماع رایج در جامعه است. طبق آمار موجود در مراکز درمانی طب سنتی، تعدادی از نازاییها با اصلاح شیوهی جماع حل میشوند. (در مورد شیوه ی صحیح جماع و اوقات مناسب آن بعدا توضیح کامل داده خواهد شد.)

ازدواج در گذشته
کلیه ی مباحثی که اینجا مطرح شد، به طور نسبی درگذشته اجرا می شده است. بزرگسالان و والدین با شناخت مزاج زوجین، آنها را برای هم انتخاب می کردند،هرچند که با مفهوم مزاج آشنا نبودند. در قدیم چون مادربزرگ ها شناخت کافی بر روی بچه ها داشتند می توانستند با شناخت مزاج طرفین، افراد دارای مزاج مشابه را با هم تزویج کنند. آنها با مفاهیم گرمی و سردی مأنوس بودند و همواره غذاها و افراد را با آن می شناختند. حتی اکنون هم به کرات از پیرزن ها این اصطلاحات را می شنویم که معمولا با تمسخر جاهلانه ی افرادِ به اصطلاح تحصیل کرده مواجه می شوند. مثلا می گفتند «فلان غذا گرم است» یا «تو سردی داری، فلان غذا را نخور». حاکم بودن این اصول در زندگی سنتی از بسیاری از مشکلات جلوگیری می کرد و کار به طلاق و اختلاف نمی کشید. چنانچه امروزه می بینیم آمار طلاق در جوامع صنعتی (تهران و شهر های بزرگ) بسیار بالاتر است.

طلاق
در مورد دیگر علل طلاق نیز باید گفت که زندگی صنعتی و شهر نشینی و فاصله گرفتن از سنت ها مهم ترین علت طلاق است و ریشه ی اکثر علل به این بر می گردد. مثلا در گذشته مفهومی به نام «برادر داماد» وجود داشت که این شخص متاهل بود و وظیفه اش آموزش صحیح آمیزش جنسی به داماد بود. اما اکنون خبری از این حرف ها نیست و خدا می داند این نا آگاهی چه مشکلاتی را به وجود می آورد. اگر آموزشی هم در جامعه باشد، بر اساس مدل های غربی است که اکثرا غیر علمی (علم به معنای واقعی کلمه)هستند و یا با مبانی دینی ما سازگاری ندارند. اساسا هرجا به روش زندگی غربی نزدیکتر شده ایم بر مشکلاتمان افزوده شده است.
در گذشته عروس پس از رفتن به خانه ی بخت به مدت چند سال در کنار خانواده ی شوهر زندگی می کرد. این عروس تحت تربیت مادر شوهرش، آداب شوهر داری و بچه داری و حاملگی و زایمان را یاد می گرفت. یاد می گرفت چطور شوهر داری کند، چطور از بچه مراقبت کند و ... .اکنون دختر تازه عروس شده اساسا نه با اخلاق شوهر آشناست، نه طرز شوهر داری می داند و نه می داند که چطور از بچه مراقبت کند. تنها راهکار غلبه بر این مشکلات، زندگی کردن در کنار یک دلسوز آگاه و مسلط به این امور (مادر شوهر) است.
اکنون وضعیت طوری شده است که تازه عروس ها به محض ازدواج از خانواده ی شوهر جدا می شوند و دو تایی بطور مستقل زندگی می کنند؛ و چون هیچکدام با اصول زندگی آشنا نیستندبا بروز کوچکترین مشکلی درخواست طلاق می کنند. غالبا در اینگونه موارد نه راه حل رفع مشکل را می دانند و نه قدرت تحمل همدیگر را دارند. این در حالیست که زوجین کوچکترین آموزشی برای پیشگیری از مشکلات ندیده اند.
ذکر یک نکته در اینجا ضروری به نظر می رسد و آن اینکه طرح هایی مانند آموزش اجباری قبل از ازدواج، کلاس های تدبیر زندگی و ... راه حل مناسبی برای رفع مشکلات نیست. چنانچه در عمل مشاهده میشود که در جوامع متمدن مانند تهران، با وجود نهادینه شدن این طرح ها و وجود رسانه ها و ... باز هم مشکلات سرجایش باقیست. در حالی که در شهر های کوچک هیچ یک از این ها وجود ندارد اما آمار طلاق و مشکلات بسیار کمتر است. علت همه اینها است که در جوامع سنتی، آموزش های پیش از ازدواج بصورت سنتی اجرا میشد ولی در جوامع متمدن چنین نیست.

تدبیر جماع
جماع صحیح یکی از مهمترین مسائل ازدواج است که باید بدان پرداخته شود. اگر جماع به طور اصولی صورت گیرد، علاوه بر اینکه عامل دوستی و مودت بین زوجین میشود از بسیاری از بیماری های مقاربتی جلوگیری می کند و زمینه را برای انعقاد یک نطفه ی سالم آماده می کند.
جماع اگر به حد اعتدال و قدر لایق و در سن جوانی باشدباعث تقویت بدن و دفع فضول (مواد اضافی) بدن است. و هنگام ضعف و ناتوانی و سن کهولت (60 سالگی به بالا) باعث تجفیف رطوبت اصلیه و نقصان حرارت غریزیه و ضعف قوا و غلبه ی سردی در بدن است.
علت آن است که جوهر منی حاصل از جوهر هضم چهارم است. طبیعت بدن از این جوهر از هر عضوی مقداری نگه می دارد و نمی گذارد که جزو عضو گردد و به بیضه ها و تحمدان ها می فرستد تا در آنجا تبدیل به منی گردد. در جوهر منی حدّت (تندی و تیزی) و گزش می باشد که مجرای قضیب (آلت تناسلی) را دغدغه (قلقلک – تحریک) می نماید و به همین سبب باعث لذت میشود، بخصوص در جوان گرم مزاج قوی البنیه.

افراط در جماع
افراط جماع در هر حال مضرترین چیز هاست، خصوص هنگامی که همراه انزال منی باشد و پی در پی باشد. افراط جماع باعث ضعف ارواح [روح نفسانی (مغز) و حیوانی (قلب) و طبیعی (کبد)] و قوا و اعصاب و بینایی و تپش قلب و ضعف دل (قلب) و دماغ (مغز) و کبد (جگر) و معده و گرده (کلیه) و مثانه و اوجاع ظَهر (درد کمر) و ورک (باسن)، عرق النساء (سیاتیک) و نقرس و رعشه (لرزش) و فالج و امثال این ها می گردد.
در دو حالت جماع کمال ضرر را دارد: 1) پری معده 2) گرسنگی شدید

فواید جماع مناسب
جماع در هنگام قوت بدن و ارواح و تقاضای طبیعی بدن و بعد از هضم اول غذا (هضم معدی که حدودا 3 ساعت طول می کشد) و صحبت با زنان طناز و پر عشوه و در سنین بلوغ بدون خستگی و مشقت و اکراه و نفرت و تشویش و اضطراب و ترس، باعث تقویت ارواح و انعاش (سرزندگی، نشاط، تقویت) حرارت غریزیه و تسخین بدن است. در این حالت ضعف کمتر آورد به سبب کمال شوق و رغبت طبیعت و لذت کامل بردن از آن و دافع امراض زیاد است از جنون و مالیخولیا (اسکیزوفرنی) و وسواس و فکر های بد.

جماع برای چه مزاجی مناسب تر است؟
دارندگان مزاج گرم و تر (دموی مزاج) را مناسب تر و لایق تر است و ضرر آن کمتر است.
مزاج صفراوی کمتر از دموی به جماع نیاز دارد و در صورت کثرت جماع دچار لاغری و خشکی بدن و ضعف دید و فرو رفتن چشم ها میشود.
صاحبان مزاج سرد و تر (بلغمی) و سرد و خشک (سوداوی) هر دو را مضر است و امراض بلغمی و سوداوی بدنبال دارد و همه ی اعضای رئیسه(قلب،مغز،کبد) را ضعیف می کند.
بعبارتی جماع بیشتر موافق گرم مزاجان است و. سرد مزاجان باید کمتر جماع کنند.

زمان مناسب برای جماع
بهترین وقت پس از شروع هضم دوم (هضم کبدی) است که حدودا سه ساعت پس از غذاست. بدلیل آنکه:
1) در پری معده مضر است چون فعل جماع باعث حرکت عنیف (سنگین و شدید) ارواح (قلب، کبد، مغز) و قوا و اخلاط است و خوف حدوث سده (گرفتگی) و سوء هضم (بد هضمی) وامراض عصب و اوجاع ظَهر (دردر کمر) و مفاصل و ورک (باسن) و عرق النساء (سیاتیک) و نقرس و فتق (پارگی لایه های شکمی) و دوالی (واریس) و استرخا (ام اس) و رعشه و موت فجاة (مرگ ناگهانی)

* چرا بحث مزاج‌شناسی را در مقولۀ مهمی چون «انتخاب همسر» پیش می‌کشیم؟

طب سنتی معتقد است که افراد با مزاج های گوناگون دارای توانایی ها و ویژگی های متفاوت جسمی و ذهنی هستند. طب سنتی این ویژگی ها را تحت قواعد مزاج شناسی، بصورتی قانونمند تحلیل کرده و طبقه بندی می‌کند. مثلا در میزان احساساتی بودن، بداخلاق بودن، آینده نگر بودن، جزء نگر یا کل نگر بودن، ترسو یا شجاع بودن، فرز یا کند بودن، باهوش یا کم هوش بودن، سرمایی یا گرمایی بودن، پسر زا یا دختر زا بودن، آرام یا شلوغ بودن، منزوی یا اجتماعی بودن، محتاط یا بلندپرواز بودن و ...

خب! حالا من در ایتدا می‌خوام مثالی بزنم که در اون فقط به یکی از ویژگی های مورد ادعای طب سنتی اشاره میشه و بقیه ویژگی ها رو در نظر نمیگیرم:


«یک آقا پسر مذهبی برای خواستگاری دختری که خانواده براش در نظر گرفته به منزل دختر خانم میره ...  دختری مومن که همه سرش قسم می‌خورن و از ایمان و حجاب و حیاش تعریف می‌کنن! ... آقا پسر، مشعوف از حسن سلیقۀ خانواده با دختر خانم وارد گفتگو میشه و می‌بینه همانطوری که دلش می‌خواد با دختری طرفه که پایبند به تمامی اصول اعتقادی و ارزشی است و می‌تونه در رسیدن به اهدافش کمکش کنه ... دختر خانم هم خودش رو در مقابل پسری می‌بینه که از لحاظ فکری و روحی در شرایط خیلی خوبی هست و با انگیزه و مصمم و متعهد به اصول اعتقادی و دینی است ... بعد از گفتگو و سنجیدن اختلافات و تفاهمات، بالاخره کفۀ تفاهمات سنگین‌تر میشه و ازدواج سر میگیره ...»

پسر، یک فرد «دموی» است و دختر، یک فرد «بلغمی» ... طب سنتی میگوید: افراد دموی (مزاج گرم و تر) توان جنسی بالایی دارند و همچنین دارای میل جنسی (عشق) زیادی هستند. در مقابل، افراد بلغمی (مزاج سرد و تر) به علت سردیِ غالب در بدنشان، هم توان جنسی و هم میل جنسی کمی دارند. فرد دموی، بنا به اقتضای طبع خودش، بسیار آرزوی (نیاز) آمیزش دارد اما فرد بلغمی، تمایل کمتری به این کار دارد و این تضاد باعث می‌شود که دو طرف نتوانند همدیگر را ارضا کنند. فرد بلغمی به سبب درخواست زیاد همسرش برای آمیزش خسته می‌شود و از طرفی فرد دموی از عدم تمایل همسرش گله می‌کند. اگر هم به روی هم نیاورند، فشار ناشی از این عدم تطابق نیاز، (که باعث عدم ارضای صحیح جنسی میشود که باعث بسیاری از طلاق هایی است که امروزه به وقوع می پیوندد)، آرامش روانی زوجین را به هم می زند.


هر دو طرف، عنصر ایمان را داشتند (که مهمترین مبنای ازدواج است) اما زن بر اساس طبیعتش توان پاسخگویی به نیاز همسرش را ندارد. ( البته امکان ازدواج مجدد مرد را به عنوان یک راه حل، منتفی اعلام کرده ایم!!)

اگر فکر می‌کنید این موارد، قابل تحمل است پس نگاهی به اثر دیگر عدم تطابق مزاج این زوج می‌اندازیم:

طب سنتی می‌گوید: افراد گرم مزاج، سریعتر به اُرگاسم جنسی می‌رسند. اگر زوجین هر دو «گرم» باشند، چون هر دو سریع به ارگاسم جنسی میرسند پس مشکلی پیش نمی‌آید. اگر هر دو «سرد» باشند نیز وضعیت به همین شکل است. اما اگر مثل این دو نفر، مرد بسیار گرم مزاج باشد و زن سرد مزاج، مرد خیلی سریع به اوج میرسد ولی زن فاصلۀ زیادی تا به اوج رسیدن دارد. (البته در حالت کلی مرد سریعتر به اوج لذت جنسی می‌رسد. اما اگر تطابق مزاجی بین آنها نباشد این فاصله بیشتر خواهد شد). این وضعیت باعث می شود تا زن بطور کامل ارضا نشود و در نتیجه این امر می تواند باعث تنفر و انزجار او از شوهر شود ...


خب! حالا فرض کنید این زوج بی اطلاع از مبانی تغذیه ای طب سنتی، هر دو، صبحانه چای و پنیر خورده اند (که هردوی این ها از غذاهای سردند) و نهار، زرشک پلو و مرغ (ماشینی) میل کرده اند که همراه آن ، گوجه فرنگی و سیب زمینی سرخ شده و احتمالا دوغ یا نوشابه هم موجود بوده که همگی بدون استثنا سردند ... شام هم بر اساس فرهنگ غلط غذایی امروز که به«گرمی و سردی»، اهمیتی نمی‌دهد، یکی از غذاهای رایج را که اکثرا سرد هستند (مثلا ماکارونی) خورده اند ... مرد، جوان و گرم مزاج است و غذاهای سرد آن روز (از لحاظ گرمی و سردی:) اگر حالش را بهتر نکرده باشد بدتر هم نکرده ... اما زن که یک قرد سردمزاج و بلغمی است، شب (مزاج شب هم سرد است) از شدت غلبۀ سردی ار حال می‌رود، و در حالی که مرد سرحال و پر انرژی است، زن نای حرکت کردن هم ندارد! این زن در حالت عادی هم پاسخگوی همسرش نبود حالا این مساله هم اضافه شده ... با توجه به مسائلی که قبلا ذکر کردم می توانید بقیه اش را حدس بزنید ...
اما اگر هر دو گرم مزاج یا سرد مزاج بودند، با خوردن غذاهای مشابه، هر دو حالی شبیه به هم پیدا می‌کردند و نیازهایشان انطباق بیشتری با هم پیدا می کرد ...


تا حالا فقط به برخی اثرات جنسی عدم تطابق مزاج ها اشاره کردم. اما اگر سایر اختلافات طبیعی ناشی از عدم تطابق مزاج ها را هم اضافه کنیم، خواهیم دید که وقتی این ها با هم جمع شوند توانایی این را دارند که بهانه ای برای بروز اختلافات و بالاگرفتن نارضایتی ها و حتی ایجاد انزجار شوند. مثلا یک مرد گرم مزاج که روز سختی را گذرانده و عصبانی است نیاز به یک جرقه و بهانه دارد که این عصبانیت را در خانه بروز دهد. زن خانه هم یک فرد سرد مزاج است و در فصل بهار درها و پنجره های خانه را می بندد که سردش نشود. مرد اعتراض می‌کند که من گرمم شده و در را باز می‌کند و زن شکایت می‌کند که من سردم می‌شود. توجه کنید که چنین اختلافی یک امر طبیعی است و در بسیاری از خانه ها دیده می‌شود و در شرایط عادی ممکن است باعث خنده نیز بشود اما در شرایطی که مرد و زن از هم رضایت چندانی ندارند و فشار ناشی از عدم ارضای جنسی که عامل بسیار مهم و شایعی است، پایه‌های زندگی را سست کرده و با وجود این شرایط، عوامل بیرونی دیگری مثل شزایط محیط کار و ... طاقت طرفین را کمتر کرده، بروز اختلافات مکرر ناشی از عدم تطابق مزاج ها می‌تواند در بحرانی تر شدن روابط این دو نفر نقش ایفا کند. زن، لباس گرمتری می‌پوشد و مرد، در و پنجره را باز می‌کند، اما زن این ناراحتی را در درون خودش حبس می‌کند که شوهرش به حرف او توجهی نکرده است. مرد بلند پرواز است و این از خصوصیات فرد گرم مزاج است و وقتی برنامه های بلند پروازانۀ خود را با هیجان برای زنش تعریف می‌کند با برخورد سرد و منطقی او مواجه می‌شود. فرد سرد مزاج، ترسو است و شجاعت ریسک کردن ندارد و ممکن است بخواهد این ترس را به همسرش نیز منتقل کند. مرد هم معترض می‌شود که: « تو جلوی پیشرفت من رو میگیری!» ... وقتی که قرار است به مهمانی بروند، مرد خیلی سریع آماده می‌شود و زن، که سرد مزاج است، خیلی آرام و با حوصله خود را آماده می‌کند و مرد که گرم مزاج است، تحمل منتظر ماندن در یک جا را ندارد و مدام غر می زند که : «چرا اینقدر فس فس می کنی؟!»  و زن که به علت بلغمی بودن، گذشته نگر و منفی نگر است و نکات منفی گذشته را زود به یاد می‌آورد می‌گوید: «یادت رفته دفعۀ قبل که اونقدر عجله کردی آخرش چی شد؟ و ...»


طب سنتی می‌گوید: یکی از خصوصیات بلغمی مزاجان، خونسردی و بی‌خیالی آن‌ها در حوادث و مشکلات است. ضرب المثل «دنیا را آب میبرد او را خواب میبرد» در رابطه با آنها صادق است. حال اگر یک طرف بلغمی (سرد و تر) ‌باشد و طرف دیگر گرم باشد، یک طرف همیشه در اضطراب خواهد بود و طرف دیگر بی‌خیال. فرد گرم مزاج از بی‌خیالی طرف مقابلش خسته میشود و این وضعیت پس از جمع شدن با دیگر اختلافات ناشی از عدم تطابق مراج ها در دراز مدت می‌تواند باعث تنفر و انزجار او از طرف مقابلش شود. متقابلاً فرد سرد مزاج (بلغمی) نیز فرد گرم مزاج را به‌خاطر اضطراب و عجول بودنش سرزنش می‌کند.


نکته: دوستان خیلی به این موضوع توجه کنید که اون مواردی که ذکر کردم به همان صورت، با یک زندگی واقعی نمیخونه و یک سری نکات منفی رو گزینش کرده و پشت سر هم بیان می‌کنه. در یک زندگی واقعی حتی آن هایی که منجر به طلاق میشه، لحظات شیرینی وجود داره و همه‌ی تلخ و شیرین ها با هم یک زندگی را تشکیل می‌دهند. اثرات عدم تطابق مزاج در زندگی را باید با یک ذهنیت واقعی شناخت تا دید صحیحی نسبت به آن پیدا کرد و این نیاز به ممارست و تفکر در کنش ها و واکنش هایی داره که در زندگی هر شخصی پیش میاد. آنچه که ذکر کردم فقط برای این بود که منظورم را برسانم و ادعای یک بحث همه جانبه و دقیق را ندارم.


جمع بندی: اصل مطلب و خلاصه تمام آنچه می‌خواهم بگویم این است که: طب سنتی معتقد است انسان ها دارای مزاج های مختلفی هستند و این اختلاف در مزاج ها، باعث بروز اختلاف در نیازها، استعدادها، توانایی ها، ذهنیت ها و خصوصیات جسمی و ذهنی و ... می‌شود. ( و این به آن معنا نیست که فقط مزاج ها در تعیین این خصوصیات سهیم باشند) ... حال بحث ما این است: اگر فکر می‌کنید که این اختلاف ها و فاصله ها می‌تواند آنقدر موثر باشد که در کیفیت زندگی اثر محسوس بگذارد، پس مثل هر موضوع تاثیر گذار دیگری که در زندگی وجود دارد، این موضوع نیز اهمیت و جایگاه پیدا می‌کند و باید در نظر گرفته شود. بعبارت دیگر، اگر اینطور است که: «تفاوت در مزاج ها باعث تفاوت در نیاز ها و استعدادها و ... می شود»، آیا عدم تطابق در نیاز ها و توانایی ها برای زوجی که هر یک باید پاسخگوی نیازهای دیگری باشد، عنصر مهم و تاثیر گذاری محسوب می شود یا نه؟ ...


* اگر بدون درنظر گرفتن این موضوع ازدواج کردیم و یا نتوانستیم از آن در انتخاب همسر استفاده کنیم تکلیف چیست؟

شاید آنچه در بالا ذکر شد این موضوع را در ذهن تداعی کند که هر کسی که بدون در نظر گرفتن مزاج‌شناسی، مبادرت به انتخاب همسر می‌کند، در زندگی شکست خواهد خورد. اما باید این جمله را به گونه ای دیگر بیان بیان کرد: «آنچه می‌تواند یک زندگی را به شرایط بحرانی برساند عدم شناخت صحیح در انتخاب همسر مناسب و عدم موفقیت در گزینش همسری است که توان پاسخگویی به نیاز های او را داشته باشد و در عرصه های مختلف زندگی «هم‌کفو» او باشد؛ و مزاج‌شناسی، یکی از ابزار شناخت است» ... یعنی می‌توان از راه های مختلف به برخی از این شناخت ها رسید و فن مزاج‌شناسی، ابزاری است که قواعدی را  در اختیار ما می‌گذارد که راحت تر و سریعتر به جواب برسیم. فرضا اگر زوجین در هنگام آشنایی خجالت می‌کشند که از توانایی و میل جنسی طرف مقابل بپرسند، به واسطۀ آشنایی با فنون مزاج شناسی می‌توانند با سوال های غیر مستقیم و از روی ظواهر به این موضوع پی ببرند. و یا مثلا اگر هر دو طرف از کودکی در یک خانواده (فامیل) بزرگ شده باشند، بنا به برخوردهای مکرری که با یکدیگر داشته اند ( و بدون استفاده و اطلاع از قواعد مزاج شناسی) می‌دانند که طرف مقابل، مثلا آدم احساساتی و زودرنجی است و محدودۀ بروز این حالات را هم می‌داند. و یا اگر مادر بزرگی در یک محل، از کودکی این دو نفر، هر دو را می‌شناخته و از بدو تولد با آن ها و خانواده آن ها در رفت و آمد بوده می تواند تشخیص دهد که این دو به درد هم می خورند یا نه؟ و آیا از لحاظ رفتاری و احساسی به هم نزدیکند یا نه؟ و اگر این مادر بزرگ، به فنون مزاج‌شناسی آگاهی داشته باشد حتی می تواند تشخیص دهد که دختر خانم، دخترزاست یا پسر زا. یعنی مزاج شناسی برای افرادی که از آن اطلاع دارند، مسائلی را معلوم می‌کند که شاید از طرق دیگر خیلی سخت بشود به آن ها پی برد و این یک مزیت است.


حال، در صورتی که از راه های دیگر، تشخیص مناسب در کفویت طرفین انجام نشود، و این امر تاثیرات منفی خود را در زندگی بروز دهد،  باز هم مزاج شناسی برای رفع مشکل به کار می‌آید، بخصوص وقتی که عدم تطابق در مزاج ها زیاد نباشد. یعنی مزاج‌شناسی، قواعدی را در اختیار روجین قرار می‌دهد تا فاصله این عدم تطابق ها را با هم کم کنند و به حداقل برسانند و اگر این فاصله زیاد نباشد (مثلا اینطور نباشد که مرد، بسیار گرم و زن بسیار سرد باشد) با اجرای یک سری عملیات تغذیه ای (بر اساس مزاج شناسی) و طبی (مثل حجامت) شرایط زوجین را از لحاظ میزان گرمی و سردی به هم نزدیگ می‌کنند. مثلا آن طرف را که گرمتر است، با تغذیه مناسب از گرمایش می‌کاهند (که این می‌تواند موضعی باشد نه برای کل بدن) و مثلا در مورد میل مضاعف جنسی، با استفاده از حجامت، این فرد را متعادل می‌کنند تا به شرایط همسرش نزدیک تر شود و همچنین طرف مقابل را که سرد است، با اعمال فنون مناسب، گرمتر می‌کنند تا به شرایط همسرش نزدیکتر بشود .... اما این امر دلیل بر این نمی شود که مزاج شناسی (یا استفاده از هر راهی که شناخت صحیح ایجاد کند) در امر انتخاب همسر را نادیده بگیریم و بعد از ازدواج به فکر رفع مشکلات بر آییم ...
[ پنجشنبه سی ام خرداد 1392 ] [ 1:40 قبل از ظهر ] [ غلامرضا صادقی ]

طبايع و گروه‌های خونی:

از نظر طبایع به نظر می‌رسد که گروه خونی AB,O در گروه خونی گرم و دو گروه خونی B و A سرد هستند (البته این مطالب در حد فرضیه هستند توسط بعضی پژوهشگران بیان شده‌اند؛ لذا نمی‌توان به آنها استناد کرد). در یک بررسی اجمالی، گروه خونی O معادل طبع دم در طب سنتی، B طب بلغم، A معادل طبع سودا و AB معادل طبع صفرا بیان شده‌اند. در بررسی دیگری از نظر غلظت خون AB,A نسبت به B,O از غلظت بالاتری برخوردار بوده‌اند.

 

بیماری ها و گروه‌های خونی:

گروه‌های خونی O و B بعد از اعمال جراحی، دندانپزشکی بیشتر مستعد خونریزی هستند و آسپرین نیز در این افراد باید با احتیاط مصرف شود. (همین‌طور پریودهای حجیم در این افراد بیشتر دیده می‌شود)  بیشتر امراض قلبی، عروقی و واریس در گروه‌های A و AB دیده می‌شود.  قند، چربی و اوره نیز در گروه‌‌های خوني A و  AB بیشتر از سایر گروه‌ها ایجاد می‌شود.  بیشترین احتمال عفونت ابتلا در گروه خونی O سپس AB،A،B است. ولی چون سیستم ایمنی گروه اول خوب است، این افراد زودتر از عفونت بهبود می‌یابند و دو گروه آخر دیرتر دچار عفونت و دیرتر هم درمان می‌شوند.  گاستریت یا ورم معده در گروه‌های خوني AB,A بیشتر دیده می‌شود.   ورم روده‌ها، در گروه‌های خونی مختلف دیده می‌شود. در گروه خونی O عامل تشدید آن لبنیات و در گروه خونی B نان گندم، بلال، مرغ و جوجه است.

در گروه خونی AB,A نیز مصرف لبنیات آن را تشدید می‌کند.

 

یبوست: بیشترین گروه خونی مبتلا به یبوست AB و کمترین آن O است و این بیماری که امروزه بسیار نیز شایع می‌باشد و اغلب ما شاید به آن به شکل بیماری نیز نگاه نمی‌کنیم بسیار جدی می‌باشد و در صورت مزمن شدن می‌تواند زمینه‌ ساز بسیاری از اختلالات (در اثر تجمع سموم در بدن) گوارشی، واریس … و حتی سرطان باشد. لازم به ذکر است که یبوست به رفع ناکامل مدفوع و یا دفعات کم گفته می‌شود و ممکن است فردی در روز دو بار هم اجابت مزاج داشته باشد ولی احساس دفع کامل نکند.

 

سایر بیماری ها

هلیکوباکتریپلوری را شما می‌شناسید باکتری که تقریباً در معده قریب به اتفاق مردم در کشور ما وجود دارد و این آمار بسیار نگران کننده است به هر حال این باکتری بیشتر در گروه خونی O و سپس B دیده می‌شود.  گلو درد چرکی، در گروه‌های B,O بیشتر دیده می‌شود، ولی همان‌طوری که گفته شد، این گروه‌ها زودتر بهبود می‌یابند.  التهاب مفاصل در گروه خونی O بیشترین آمار و بعد گروه خونی A دارد.  تزریق واکسن‌ها در گروه خونی O ممکن است تب و درد ایجاد کند. در گروه خونی B ممکن است حالتی مثل بیماری صرع و یا تشنج در هر دو گروه‌های AB,A معمولاً عوارض جانبی خاصی ندارد.

 

مزاج گروه‌های خونی

گروه خونی O با طبع دم مطابقت دارد. صبور، شجاع و مثبت نگرند، تمایل به گوشتخواری دارند. ورزش‌های نیمه سنگین انجام دهند نان و لبنیات کمتر استفاده کنند.

گروه خونی A  با طبع سودا در ارتباطند: منظم، حساس و زیرک هستند. با رژیم غذایی گیاهی به شکوفایی می‌رسند. برنامه ورزش آنها ورزش‌های آرام بخش (یوگا، شنا) می‌باشد. گروه خونی B  با طبع بلغم در ارتباطند: انعطاف‌ پذیر، سازش کار و حساسیت کمی دارند. رژیم غذایی متنوع شامل گوشت، سبزیجات، لبنیات و غذاهای دریایی برای آنها مناسب است. تمرینات نرمشی و آرام بخش مفید است.

گروه خونی AB با صفرا مطابقت دارد. شناخت آنها کمی دشوار است چون خصوصیات اخلاقی تلفیقی از تمام گروه را دارند. خوردن گوشت سفید به همراه سبزی‌‌ها بهتر از گوشت قرمز است. خوردن نان ضرری ندارد به جز اینکه چاق کننده است. تمرینات آرام‌بخش و حرکات نرمشی برایشان مفید است.

 

تغذیه و گروه‌های خونی

می‌دانیم که امروزه مصرف گوشت قرمز منع می‌شود. مرتباً از وسایل ارتباط جمعی می‌شنویم می‌خوانیم و می‌بینیم که گوشت کمتر بخورید به جای آن از سبزی‌ها استفاده کنید! یکی از مراجعین من اظهار می‌کرد که هر وقت رژیم و سبزی‌ها را در منزل اجرا می‌کند، بسیار سرحال و شاداب می‌شود، در حالی که همسرش نه تنها حالت بیمارگونه و خمیده پیدا می‌کند، بلکه اصلاً این رژیم را نمی‌پسندد. این خانم در ابتدا تصور می‌کرد که همسرش به رژیم جدید عادت ندارد؛ بنابراین به این برنامه غذایی ایراد می‌ورزد و با تعجب شاهد بیماری جدی همسرش شد! چرا؟! باید گفت که خصوصیات روحی، اخلاقی و تغذیه‌ای و حتی جسمانی افراد یکسان نیست؛ مثلاً با خوردن یک غذای پروتئینی بدن افراد مختلف واکنش‌های متعددی نشان می‌دهد.

 به گروه خونی O لفظ شکارچی، گروه خونی A لفظ کشاورز گروه خونی B لفظ مهاجر یا چادر نشین و به AB لفظ معمار را لقب می‌دهند (این الفاظ توسط دانشمندان اروپایی انتخاب شده است و در زیر توضیح داده می‌شود).  اگر شما از مشخصات ویژه گروه خونی خودتان پیروی کرده و از آن به عنوان یک راهنما استفاده کنید سالم‌تر مانده و طبعاً به وزن ایده‌آل خود خواهید رسید و به مرور چالاکی و نشاط خود را باز خواهید یافت. اهمیت گروه‌های خونی را در داستان تکامل انسان‌ها می‌توان یافت. گروه خونی O قدیمی‌ترین آنهاست بعد از آن گروه خونی A هنگامی شکل گرفت که اجتماعات تشکیل یافت (مثل دوران کشاورزی) و گروه B حاصل مهاجرت انسان‌ها به مناطق شمالی و سردسیر و سخت‌تر از نظر زندگی بوده است و پیدایش گروه AB کمترین تمایل را به گوشت دارد. در مثال قبل احتمالاً آقا از گروه O و خانم از گروه AB برخوردار بوده‌اند که به این علت رژیم گیاهخواری در مرد تحمل نشده است.

[ پنجشنبه یکم خرداد 1393 ] [ 9:20 بعد از ظهر ] [ غلامرضا صادقی ]
طبايع و گروه‌های خونی: از نظر طبایع به نظر می‌رسد که گروه خونی AB,O در گروه خونی گرم و دو گروه خونی B و A سرد هستند (البته این مطالب در حد فرضیه هستند توسط بعضی پژوهشگران بیان شده‌اند؛ لذا نمی‌توان به آنها استناد کرد). در یک بررسی اجمالی، گروه خونی O معادل طبع دم در طب سنتی، B طب بلغم، A معادل طبع سودا و AB معادل طبع صفرا بیان شده‌اند. در بررسی دیگری از نظر غلظت خون AB,A نسبت به B,O از غلظت بالاتری برخوردار بوده‌اند. بیماری ها و گروه‌های خونی: گروه‌های خونی O و B بعد از اعمال جراحی، دندانپزشکی بیشتر مستعد خونریزی هستند و آسپرین نیز در این افراد باید با احتیاط مصرف شود. (همین‌طور پریودهای حجیم در این افراد بیشتر دیده می‌شود) بیشتر امراض قلبی، عروقی و واریس در گروه‌های A و AB دیده می‌شود. قند، چربی و اوره نیز در گروه‌‌های خوني A و AB بیشتر از سایر گروه‌ها ایجاد می‌شود. بیشترین احتمال عفونت ابتلا در گروه خونی O سپس AB،A،B است. ولی چون سیستم ایمنی گروه اول خوب است، این افراد زودتر از عفونت بهبود می‌یابند و دو گروه آخر دیرتر دچار عفونت و دیرتر هم درمان می‌شوند. گاستریت یا ورم معده در گروه‌های خوني AB,A بیشتر دیده می‌شود. ورم روده‌ها، در گروه‌های خونی مختلف دیده می‌شود. در گروه خونی O عامل تشدید آن لبنیات و در گروه خونی B نان گندم، بلال، مرغ و جوجه است. در گروه خونی AB,A نیز مصرف لبنیات آن را تشدید می‌کند. یبوست: بیشترین گروه خونی مبتلا به یبوست AB و کمترین آن O است و این بیماری که امروزه بسیار نیز شایع می‌باشد و اغلب ما شاید به آن به شکل بیماری نیز نگاه نمی‌کنیم بسیار جدی می‌باشد و در صورت مزمن شدن می‌تواند زمینه‌ ساز بسیاری از اختلالات (در اثر تجمع سموم در بدن) گوارشی، واریس … و حتی سرطان باشد. لازم به ذکر است که یبوست به رفع ناکامل مدفوع و یا دفعات کم گفته می‌شود و ممکن است فردی در روز دو بار هم اجابت مزاج داشته باشد ولی احساس دفع کامل نکند. سایر بیماری ها هلیکوباکتریپلوری را شما می‌شناسید باکتری که تقریباً در معده قریب به اتفاق مردم در کشور ما وجود دارد و این آمار بسیار نگران کننده است به هر حال این باکتری بیشتر در گروه خونی O و سپس B دیده می‌شود. گلو درد چرکی، در گروه‌های B,O بیشتر دیده می‌شود، ولی همان‌طوری که گفته شد، این گروه‌ها زودتر بهبود می‌یابند. التهاب مفاصل در گروه خونی O بیشترین آمار و بعد گروه خونی A دارد. تزریق واکسن‌ها در گروه خونی O ممکن است تب و درد ایجاد کند. در گروه خونی B ممکن است حالتی مثل بیماری صرع و یا تشنج در هر دو گروه‌های AB,A معمولاً عوارض جانبی خاصی ندارد. مزاج گروه‌های خونی گروه خونی O با طبع دم مطابقت دارد. صبور، شجاع و مثبت نگرند، تمایل به گوشتخواری دارند. ورزش‌های نیمه سنگین انجام دهند نان و لبنیات کمتر استفاده کنند. گروه خونی A با طبع سودا در ارتباطند: منظم، حساس و زیرک هستند. با رژیم غذایی گیاهی به شکوفایی می‌رسند. برنامه ورزش آنها ورزش‌های آرام بخش (یوگا، شنا) می‌باشد. گروه خونی B با طبع بلغم در ارتباطند: انعطاف‌ پذیر، سازش کار و حساسیت کمی دارند. رژیم غذایی متنوع شامل گوشت، سبزیجات، لبنیات و غذاهای دریایی برای آنها مناسب است. تمرینات نرمشی و آرام بخش مفید است. گروه خونی AB با صفرا مطابقت دارد. شناخت آنها کمی دشوار است چون خصوصیات اخلاقی تلفیقی از تمام گروه را دارند. خوردن گوشت سفید به همراه سبزی‌‌ها بهتر از گوشت قرمز است. خوردن نان ضرری ندارد به جز اینکه چاق کننده است. تمرینات آرام‌بخش و حرکات نرمشی برایشان مفید است. تغذیه و گروه‌های خونی می‌دانیم که امروزه مصرف گوشت قرمز منع می‌شود. مرتباً از وسایل ارتباط جمعی می‌شنویم می‌خوانیم و می‌بینیم که گوشت کمتر بخورید به جای آن از سبزی‌ها استفاده کنید! یکی از مراجعین من اظهار می‌کرد که هر وقت رژیم و سبزی‌ها را در منزل اجرا می‌کند، بسیار سرحال و شاداب می‌شود، در حالی که همسرش نه تنها حالت بیمارگونه و خمیده پیدا می‌کند، بلکه اصلاً این رژیم را نمی‌پسندد. این خانم در ابتدا تصور می‌کرد که همسرش به رژیم جدید عادت ندارد؛ بنابراین به این برنامه غذایی ایراد می‌ورزد و با تعجب شاهد بیماری جدی همسرش شد! چرا؟! باید گفت که خصوصیات روحی، اخلاقی و تغذیه‌ای و حتی جسمانی افراد یکسان نیست؛ مثلاً با خوردن یک غذای پروتئینی بدن افراد مختلف واکنش‌های متعددی نشان می‌دهد. به گروه خونی O لفظ شکارچی، گروه خونی A لفظ کشاورز گروه خونی B لفظ مهاجر یا چادر نشین و به AB لفظ معمار را لقب می‌دهند (این الفاظ توسط دانشمندان اروپایی انتخاب شده است و در زیر توضیح داده می‌شود). اگر شما از مشخصات ویژه گروه خونی خودتان پیروی کرده و از آن به عنوان یک راهنما استفاده کنید سالم‌تر مانده و طبعاً به وزن ایده‌آل خود خواهید رسید و به مرور چالاکی و نشاط خود را باز خواهید یافت. اهمیت گروه‌های خونی را در داستان تکامل انسان‌ها می‌توان یافت. گروه خونی O قدیمی‌ترین آنهاست بعد از آن گروه خونی A هنگامی شکل گرفت که اجتماعات تشکیل یافت (مثل دوران کشاورزی) و گروه B حاصل مهاجرت انسان‌ها به مناطق شمالی و سردسیر و سخت‌تر از نظر زندگی بوده است و پیدایش گروه AB کمترین تمایل را به گوشت دارد. در مثال قبل احتمالاً آقا از گروه O و خانم از گروه AB برخوردار بوده‌اند که به این علت رژیم گیاهخواری در مرد تحمل نشده است.
[ پنجشنبه یکم خرداد 1393 ] [ 9:16 بعد از ظهر ] [ غلامرضا صادقی ]
   

 

توصیه های بهداشتی: حجامت و مزایای آن و تفاوت حجامت با اهدای خون    

 
روش حجامت:
حجامت انواع مختلفی دارد که محل و روش انجام آن متفاوت است ولی آنچه در این قسمت بیان شده است در خصوص حجامت عام می باشد که به طور معمول مطرح بوده و انجام می شود.
محل حجامت عام بین دو کتف است. ابتدا بوسیله لیوان مکش مخصوص، خونهای آلوده در نقطه خاصی جمع می شود و سپس توسط تیغ چند خراش سطحی ایجاد می شود. این کار درد بسیار مختصری دارد. سپس خونهای آلوده وارد لیوان شده و دور ریخته می شود .در مراكز معتبر لیوان و تیغ حجامت استریل و یکبار مصرف می باشند.

حجامت در اسلام:
حجامت در اسلام جایگاه خاصی دارد و در این زمینه حدیثهای فراوانی نقل شده است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:

رسول اعظم (ص) در حدیث شب معراج می فرمایند:
فی لَیلَه اَسری بی الَی السماءِ ما مَرَرتُ بِملاء مِنَ الملائِکَهِ اِلا اَن قالوا یا محَمَد اِحتجِم و امر اُمَتِکَ بِالحِجامَه
وقتی به آسمان هفتم صعود کردم هیچ ملکی از من گذر نکرد، مگر این که گفت: ای محمد حجامت کن و امتت را به حجامت امر بفرما. بحارج 62 ص 300 باب 89  و همچنین تفسیر المیزان آیه اول سوره اسری
رسول اعظم (ص):
پنج چیز از سنتهای پیامبران الی است:  حیا، حلم، حجامت، مسواک و عطر زدن
کافی ج 6 ص 484
امام علی (ع):
به درستی که حجامت بدن را سالم و عقل را نیرومند می گرداند.
بحارج 62 ص 114 ج 10 ص 89
امام رضا (ع):
رسول خدا فرمودند اگر در چیزی شفا وجود داشته باشد پس در تیغ حجام است یا در شربتی عسل وسائل ج 17 ص 541

فوايد حجامت:

ثابت شده که حجامت برای حدود هفتاد بیماری اثرات پیشگیرانه و درمان کننده دارد. برخی از آثار درمانی و پیشگیرانه حجامت موارد زیر است:
سرماخوردگی مکرر- آنفولانزا - آلرژی فصلی- بیماری پوستی جوش و کورک- درمان اعتیاد- رفع سلولیتهای بدن - درمان چاقی- بهبود کارائی کلیه - دفع چربی کبد- افزایش کلسترول و دی گلیسیرید خون- دیابت غیر وابسته به انسولین- اوره بالا- فشار خون غیر طبیعی «بالا یا پایین» - غلظت خون بالا- مسمومیت غذایی و دارویی- سردرد میگرنی- تنگی رگها- اعتیاد به مواد مخدر- افسردگی- سنگینی سر- اسپاسم عضلانی- رشد ناکافی و کوتاهی قد- لاغری- واریس- کمر درد- آرتروزها- آکنه و بثورات پوستی- کهیر- آفت دهان- ریزش مو - پر مویی بدن- گر گرفتن بدن- تاری دید- خواب رفتگی و بی حسی عضلات- بیماریهای تناسلی زنان- ناهنجاریهای عصبی- کم اشتهایی-کم هوشی- فراموشکاری- جوش صورت- سکته قلبی- مالیخولیا-  خوش زخم شدن بيماران داراي قند خون

 تفاوت حجامت با خون دادن:
بی شک اهداء خون امری خدا پسندانه، انسانی و ایثارگرانه بشمار می رود، چرا که با اهدای آن جان انسانهای نیازمند به خون را نجات داده ایم. اما قیاس بین حجامت به عنوان یک روش درمانی و پیشگیری و اهداء خون قیاسی منطقی به نظر نمی رسد زیرا که:
-    در حجامت ابتدا با بادکش، روی جریان خون تغییراتی را ایجاد می کنند و سپس خراشهای ظریف پوستی که زده می شود یک فرایندهایی را در بدن تحریک می کند و مدل خون گیری آن نیز سطحی می باشد ولی در خون دادن یک استرس و شک منفی است که بوسیله یک سوزن، خون در گردش مورد نیاز بدن را خارج می کند. از لحاظ حجم خون خارج شده در حجامت حداکثر 80 سی سی ولی در خون دادن حدود 500 سی سی خون خارج می شود.
-    حجامت باعث کم خونی و هیچ عارضه ای نمی شود.
-    حجامت دارای خواص فوق الذکر می باشد ولی خون دادن تنها یک عمل انسانی و ایثارگرانه می باشد.

-    در حجامت خون کثیف از بدن خارج می گردد ولی در خون دادن خون تمییز و مورد نیاز بدن را اهدا می کنیم

تعريف حجامت:
حجامت یک روش خون گیری است که به منظور پیشگیری و درمان بیماریها انجام میشود و این نام گذاری احتمالا به علت شیوه ی عمل آن است که ازطریق تحجیم وگشایش و انبساط موضعی عمل می کند.
حجامت از ارکان نظام طب سنتی و طب اسلامی است که با قدمت٣٣٠٠ سال قبل ازمیلاد مسیح در مقدونیه و سپس دریونان باستان و بعد در حدود٢٦٠٠ سال قبل از میلاد مسیح در ایران و چین و سپس١٥٠٠ سال قبل در هند انجام می شده است و توسط بقراط و جالینوس و پس از ظهور اسلام به صورت کامل توسط رسول اکرم(ص) به جهان بشریت اهدا شد.

حکمای بزرگ طب سنتی مانند رازی، بوعلی، جرجانی و ... حجامت را بعنوان ابزار قدرتمند و محوری پیشگیری، در بیماریها و درمان آنها معرفی کرده اند و هم اکنون در ٤١ کشور جهان به رسمیت شناخته شده و درحال انجام و در دست مطالعه و پژوهش می باشد. در ایران  حجامت جایگاهی ویژه درفرهنگ مردم داشته و به عنوان سنتی موکد جزء اعتقادات آنها بوده است.
حجامت در واقع اعمال یک استرس فوری به سیستم ساکن دفاع عمومی بدن است تا آن را برعلیه کلیه عوامل درونی و بیرونی هشیار و فعال نماید.
بیشترین کاربرد حجامت در بُعد پیشگیری است و با مکانیسمهای مختلفی از جمله تنظیم سیستم ایمنی، تنظیم ترکیبات شیمیایی و هورمونی خون و تنظیم سیستم اعصاب خودکار بدن از ابتلا به انواع بیماریها پیشگیری می کند. علاوه براین حجامت کاربرد های درمانی نیز دارد به نحوی که در درمان برخی بیماریها مانند سردردهای عصبی و میگرنی، چربی، قند و اوره خون، سنگهای کلیوی و کیسه صفرا موثر است .
بوسیله حجامت خونهای آلوده و غیر قابل استفاده (مانند روغن سوخته وسایل نقلیه) از بدن خارج می شود. این خونها به مرور زمان در پشت و برخی دیگر از نقاط بدن جمع شده و در فرصتهای مناسب به تدریج توسط بدن خارج می شود اما عملکرد بدن در این زمینه بسیار کند است به گونه ای که به مرور زمان بر تراکم این خونهای آلوده افزوده می شود و سلامتی ما را تحت تاثیر قرار می دهد.
حجامت طبیعت مدبره را که روحی هوشمند در بدن ما است و بدن ما را به طرف تعادل سوق می دهد، تنظیم می کند و انحراف آن را می گیرد . طبیعت مدبره، باعث می گردد مثلاً وقتی صفرا در  بدن فرد بالا می رود، افراد دوست دارند ناخود آگاه مواد با طبع سرد مانند ترشیجات بخورند. فردی که اصول تغذیه را رعایت می کند این طبیعت مدبره در بدن او هوشنمد و تنظیم است، چنین افرادی برخی مواقع دوست دارند چیزی را بخورند یا کاری را بکنند و باید آن را  انجام دهند که به نفعشان است مثلاً صفراویها در تابستان دوست دارند خنکی بخورند و بلغمی ها در زمستان با خوردن یک قاشق ماست احساس ناخرسندی می کنند، ولی اگر تغذیه ناسالم شد، به مرور زمان این طبیعت مدبره منحرف شده و درست عمل نمی کند و خود را به ناچار با این روشهای غلط تغذیه و زندگی هماهنگ می کند مانند وجدان که در صورت ارتکاب مکرر اعمال نادرست، به مرور در بدن تضعیف می گردد.


روش حجامت:
حجامت انواع مختلفی دارد که محل و روش انجام آن متفاوت است ولی آنچه در این قسمت بیان شده است در خصوص حجامت عام می باشد که به طور معمول مطرح بوده و انجام می شود.
محل حجامت عام بین دو کتف است. ابتدا بوسیله لیوان مکش مخصوص، خونهای آلوده در نقطه خاصی جمع می شود و سپس توسط تیغ چند خراش سطحی ایجاد می شود. این کار درد بسیار مختصری دارد. سپس خونهای آلوده وارد لیوان شده و دور ریخته می شود .در مراكز معتبر لیوان و تیغ حجامت استریل و یکبار مصرف می باشند.

حجامت در اسلام:
حجامت در اسلام جایگاه خاصی دارد و در این زمینه حدیثهای فراوانی نقل شده است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:

رسول اعظم (ص) در حدیث شب معراج می فرمایند:
فی لَیلَه اَسری بی الَی السماءِ ما مَرَرتُ بِملاء مِنَ الملائِکَهِ اِلا اَن قالوا یا محَمَد اِحتجِم و امر اُمَتِکَ بِالحِجامَه
وقتی به آسمان هفتم صعود کردم هیچ ملکی از من گذر نکرد، مگر این که گفت: ای محمد حجامت کن و امتت را به حجامت امر بفرما. بحارج 62 ص 300 باب 89  و همچنین تفسیر المیزان آیه اول سوره اسری
رسول اعظم (ص):
پنج چیز از سنتهای پیامبران الی است:  حیا، حلم، حجامت، مسواک و عطر زدن
کافی ج 6 ص 484
امام علی (ع):
به درستی که حجامت بدن را سالم و عقل را نیرومند می گرداند.
بحارج 62 ص 114 ج 10 ص 89
امام رضا (ع):
رسول خدا فرمودند اگر در چیزی شفا وجود داشته باشد پس در تیغ حجام است یا در شربتی عسل وسائل ج 17 ص 541

فوايد حجامت:

ثابت شده که حجامت برای حدود هفتاد بیماری اثرات پیشگیرانه و درمان کننده دارد. برخی از آثار درمانی و پیشگیرانه حجامت موارد زیر است:
سرماخوردگی مکرر- آنفولانزا - آلرژی فصلی- بیماری پوستی جوش و کورک- درمان اعتیاد- رفع سلولیتهای بدن - درمان چاقی- بهبود کارائی کلیه - دفع چربی کبد- افزایش کلسترول و دی گلیسیرید خون- دیابت غیر وابسته به انسولین- اوره بالا- فشار خون غیر طبیعی «بالا یا پایین» - غلظت خون بالا- مسمومیت غذایی و دارویی- سردرد میگرنی- تنگی رگها- اعتیاد به مواد مخدر- افسردگی- سنگینی سر- اسپاسم عضلانی- رشد ناکافی و کوتاهی قد- لاغری- واریس- کمر درد- آرتروزها- آکنه و بثورات پوستی- کهیر- آفت دهان- ریزش مو - پر مویی بدن- گر گرفتن بدن- تاری دید- خواب رفتگی و بی حسی عضلات- بیماریهای تناسلی زنان- ناهنجاریهای عصبی- کم اشتهایی-کم هوشی- فراموشکاری- جوش صورت- سکته قلبی- مالیخولیا-  خوش زخم شدن بيماران داراي قند خون

 

عوارض جانبی:
حجامت هیچگونه عارضه ای برای بدن ندارد. اما این افراد می بایست از حجامت خودسر خودداری نمایند: زنان باردار، افرادی که در دوران قاعدگی قرار دارند، افرادی که مشکلات انعقادی خون دارند و بیماران هیموفیلی.

تذكر مهم:
- افرادی که کم خون، لاغر و تکیده با بدن خشک هستند یا غلبه سردی شدید دارند حتماً باید تحت نظر پزشک حجامت نمایند.
- انجام حداكثر دو بار حجامت در سال براي افراد سالم  جهت پيشگيري و حفظ الصحه توصيه مي گردد و حجامت هاي خاص درماني مي بايست تحت نظر پزشک صورت گيرد.
- حجامت از سن چهار ماهگی به بالا (تا قبل از فوت) قابل انجام است. در خصوص حجامت کودکان امام صادق ع فرموده اند، حجامت در چهار ماهگی باعث حذف لعاب بدن و کاهش حرارت سر و بدن می گردد، لذا توصیه می شود بعد از پایان چهار ماهگی، نوزادان را حجامت بسیار سبک انجام دهید.

بهترين زمان جهت انجام حجامت:
از نظر ماه قمری بهترین زمان، محدوده زمانی روزهای هفدهم تا بیست و هفتم هر ماه می باشد، همچنین حجامت در اواخر اسفند ماه نيز توصيه شده است.
از بهترین روزهای مهم ديگر جهت انجام حجامت، هفتم و چهاردهم ماه حزیران رومی است.
ماه حزيران ماه نهم از ماه های رومی است که پس از ماه ایار است. در میان ماه های رومی چهار ماه را سی روز محاسبه می کنند که یکی از این چهار ماه حزیران می باشد. بهترین زمان برای حجامت بر اساس روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام همین ماه رومی  حزیران است. بهترین زمان حجامت از نظر فصل، فصل بهار و بعد پاییز است.

توصيه هاي قبل از حجامت:
-    در مراكز معتبر حجامت نمایید.
-     معده نباید خالی باشد، همچنین انجام حجامت بلافاصله پس از صرف غذای پر حجم توصیه نمی شود.
-    بدن خسته نباشد.
-    از فعالیت زیاد و ورزش سنگین، استحمام طولانی، استخر و سونا و جماع بپرهیزد.
-     مایعات بدن در حد مناسب باشد.
-     قبل از حجامت یک عدد انار میل نمایید.
-     از حجامت در صبح زود و بخصوص قبل از صبحانه جدا پرهیز نمایید.
-    در صورتیکه در محل حجامت دارای پوست پر مویی هستید، ازاله نمودن موهای بدن در موضع حجامت توصیه می گردد.

توصيه هاي بعد از حجامت:
برای تسريع در از بین بردن جاي زخمها، کمی به آن عسل چند گياهي زنبوري بمالید.
تا ۱۲ ساعت بعد از حجامت از مصرف لبنیات مانند شیر، خامه، کره، پنیر، بستنی، ماست، دوغ، کشک و نیز غذاهای ترش مزه خودداری نمایید.
مصرف عسل و انار شیرین بلافاصله بعد از حجامت توصیه می شود.
صبح روز بعد از حجامت، محل حجامت را با آب خالی و بدون ماساژ و شامپو بشویید.


تفاوت حجامت با خون دادن:
بی شک اهداء خون امری خدا پسندانه، انسانی و ایثارگرانه بشمار می رود، چرا که با اهدای آن جان انسانهای نیازمند به خون را نجات داده ایم. اما قیاس بین حجامت به عنوان یک روش درمانی و پیشگیری و اهداء خون قیاسی منطقی به نظر نمی رسد زیرا که:
-    در حجامت ابتدا با بادکش، روی جریان خون تغییراتی را ایجاد می کنند و سپس خراشهای ظریف پوستی که زده می شود یک فرایندهایی را در بدن تحریک می کند و مدل خون گیری آن نیز سطحی می باشد ولی در خون دادن یک استرس و شک منفی است که بوسیله یک سوزن، خون در گردش مورد نیاز بدن را خارج می کند. از لحاظ حجم خون خارج شده در حجامت حداکثر 80 سی سی ولی در خون دادن حدود 500 سی سی خون خارج می شود.
-    حجامت باعث کم خونی و هیچ عارضه ای نمی شود.
-    حجامت دارای خواص فوق الذکر می باشد ولی خون دادن تنها یک عمل انسانی و ایثارگرانه می باشد.

-    در حجامت خون کثیف از بدن خارج می گردد ولی در خون دادن خون تمییز و مورد نیاز بدن را اهدا می کنیم

[ سه شنبه نهم اردیبهشت 1393 ] [ 10:14 قبل از ظهر ] [ غلامرضا صادقی ]

آذار از 24 اسفند تا 23 فروردین :بایدها:خوردن غذاهای لطیف وگوشتهای لطیف وزرده تخم مرغ نیم برشت ووشراب رضوی به همراه آب.مسهلات(اسهال آورها)فصد،حجامت پرهیزات :پیاز،ترشیجات

نیسان از 24 فروردین تا 23 اردیبهشت :بایدها:خوردن غذاهای بریان شده مثل کباب های لطیف وهرغذایی که باسرکه تهیه شده مثل:زیرباج(گوشت رابقدریک رطل ریزه کنندواگرمرغ باشدازبندهاجداکرده بادارچین ونخودپوست کنده وروغن کنجدوآب جوشانیده ونیم رطل سرکه وربع رطل جلاب باشکرسفیدویک اوقیه بادام محلول درگلاب ویک درم گشنیزخشک ومثل آن عودوسداب وقلیلی زعفران اضافه کنند.(تحفه حکیم مؤمن)وسکباج(نوعی ازآش است که ازسرکه وبرنج یابلغورسازند)وگوشتهای صیدمثل کبک وتیهوودراج  وآهووامثال آن،روغن مالی درحمام،بوئیدن گلهاوعطرهای مختلف. پرهیزات:جماع کردن،خوردن آب درحال گرسنگی

ایار از24 اردیبهشت تا 22 خرداد: بایدها:حمام درروزاول ماه، پرهیزات:خوردن غذاهای شوروغلیظ مثل کله پاچه گوسفندوگوشت گاووشیر،ورزش قبل ازغذا.

حزیران از 23 خرداد تا 22 تیر:بایدها:خوردن وشیروکاسنی وخرفه وخیاروخیارچنبر،شیرخشت،هندوانه،زردآلو،آلوچه،وچیزهای ترش،وگوشت بزنریکساله ومرغ خانگی وتیهوودراج وماهی تازه پرهیزات:بوئیدن مشک وعنبر.

تموز از 23 تیر تا 23 مرداد:بایدها:خوردن آب درناشتا،خوردن غذاهای سردوخوردن شراب زبیبی حلال باآب،خوردن غذاهای لطیف مثل:شیروکاسنی وخرفه وخیاروخیارچنبر،شیرخشت،هندوانه،زردآلو،آلوچه،وچیزهای ترش،وگوشت بزنریکساله ومرغ خانگی وتیهوودراج وماهی تازه،استعمال عطرهاوبوئیدن گلهای سردومرطوب.

 آب از 24 مرداد تا 22 شهریور :بایدها:اصلاح مزاج به خوردن غذاهای سردوترخوردن ماست ودوغی که ازماست چکیده تهیه شده،ورزش کم،استشمام بوی گل وعطرهای سرد پرهیزات:جماع وخوردن مسهل،ورزش زیاد.

ایلول از 23 شهریور تا 21 مهر :بایدها:نوشیدن مسهل،خوردن شیرینیهای طبیعی،انواع گوشتهای معتدل مثل:بزغاله وگوسفندیکساله، پرهیزات:گوشت گاو،زیادخوردن کباب،خوردن هندوانه وخربزه وخیار.

تشرین اول از 22 مهر تا 22 آبان :بایدها:جماع،خوردن میوه هادوساعت بعدازغذا،خوردن گوشت باادویه،ورزش کردن،کم خوردن آب . پرهیزات:فصدوحجامت ونوشیدن مسهل،آب زیاد.

تشرین ثانی از 23 آبان تا 22 آذر : بایدها:خوردن آب گرم درصبح ناشتایک جرعه، پرهیزات:خوردن آب درشب،خوردن سبزیهای گرم مثل کرفس ونعناوشاهی.

کانون اول  از23 آذر تا 24 دی : بایدها:خوردن آبگرم درصبح ناشتایک جرعه،خوردن گرمیهابالفعل وبالقوه پرهیزات:خوردنیهای سرد،حجامت،فصد.

کانون ثانی از 25 دی تا 25 بهمن :بایدها:نوشیدن آبگرم درحالت ناشتاجرعه جرعه،جماع،خوردن احساء(حلوای آرد)(غذایی که ازآردوروغن وشکرتهیه گردد)سبزیهای گرم مثل:نعناشویدکرفس،شاهی،تره،حمام رفتن دراول روز،مالیدن روغن شب بووروغنهای گرم مثل نرگس وبابونه مصطکی به بدن، پرهیزات:خوردن ماهی،خوردن شیر.

شباط از 26 بهمن تا 23 اسفند: بایدها:خوردن سیر،گوشت مرغ خانگی وپرندگان صحرایی،میوه های خشک مثل انجیروخرماومویز،کم خوردن شیرینی،ورزش زیادوتحرک زیاد،شراب حلال امام رضا(علیه السلام)بعدازغذا.

[ پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 ] [ 6:59 بعد از ظهر ] [ غلامرضا صادقی ]

جنبه های علمی حجامت از نظر طب جاری

تلاش علمي ‌براي توجيه حجامت در جهان شروع شده‌ است و تاليفاتي نيز در اين زمينه منتشر گرديده‌است. كتاب «حجامت يك روش درماني آزموده شده‌ » حاصل پژوهشي است كه ‌آقاي دكتر « يوهان آبله » در كشـــــور    آلمان انجام داده ‌است. كتاب  (Cupping Therapy)حاصل مطالعات آقاي دكتر "  Ilkay Chirali" است كه در كشور آمريكا انجام شده ‌است. مركز تحقيقات طب در ايالت نيويورك نيز مشغول فعاليت پيرامون حجامت است  در كشور چين پيرامون مكانيسم اثر و كاربرد حجامت گرم و خشك مطالعاتي صورت گرفته ‌است. در كــــــشور مصر پزشكان متخصص ، تحقيقاتي را پيرامون اثر حجامت بر بيماري‌هاي گوناگون منتشر ساخته ‌اند . جمعي از پزشكان سوريه تحقيقاتي را پيرامون حجامت شروع كرده و گزارش اول آنان در كتاب « دواء العجيب » منتشر گرديده‌است.
در دانشگاه شهيد بهشتي ايران هم در طی سالهاي 71 و 72 چند طرح پژوهشي پيرامـــــــون حجامـت اجرا گرديده‌است . از جمله " مقايسه خون وريد و خون حجامت از نظر فاكتورهاي بيوشيميايي"، " بررسي تاثير حجامت بر بيماري‌هاي عصبي و سردرد هاي ميگرني ". " بررسي اثر حجامت بر سروتونين خون " نيز پژوهش ديگري است كه در دانشگاه تهران انجام یافته و گزارش اوليه آن در پنجمين كنفرانس بين المللي طّب اسلامي ‌در هندوستان در سال 1999 ارائه گرديده ‌است. " بررسي نقش حجامت بر سيستم ايمـــــني " مطالعه‌اي اســـت كه در موسسه تحقيقات حجامت ايران صورت گرفته ‌است و همچنين " مطالعه نقش حجامت بر تنظيم كلسترول خون" تحقيق ديگري است كه در سال 1381 در موسسه ‌انجام گرفته‌ است.در دانشگاه‌هاي كشورمان ، موضوعات متعددي به صورت پايان نامه دكترا تدوين شده ‌است. پزشكان و محققان عضو موسسه تحقيقات حجامت ايران نيز در تيم‌هاي گوناگون پژوهشي سازماندهي شده ، درمان بيماري‌هاي مختلف را با روش حجامت مورد تحقيق قرار داده ‌اند و در اين زمينه ‌اطلاعات ارزشمندي را به دست آورده‌اند، گزارش اوليه ‌اين تحقيقات در بيش از 40 مقاله تدوين و در موسسه قابل ارائه مي‌باشد .

امروزه واقعيت طب سنتي و بومي در دنيا برابر گزارش (WHO)  اجتناب ناپذير است و همه دولتها موظف شده اند كه به امر آموزش و گسترش طب سنتي خود اقدام كنند.

  
تحقیقات جدید در خصوص حجامت در آلمان

 آقای یوهان آبل (JOHANN ABELE ) پزشك آلمانی در كتاب خود با عنوان " حجامت شیوه ی درمان آزمون شده " كه در سال 1997 چاپ شده، در مورد حجامت می گوید:

        "من اعتقاد راسخ دارم كه نه تنها امروز بلكه برای همیشه،‌ امر حجامت را در درمان بیماری ها نباید نادیده گرفت. حجامت پدیده ای است كه در خود تنظیمی كردن عملكرد بدن انسان دخالت دارد. امری كه هرگز با روش های دیگر نمی توان آن را جایگزین كرد... مطالعات ما نشان می دهد كه در آلمان می توان 75 درصد بیماری ها را با شیوه های درمان طبیعی از جمله حجامت مداوا كرد " . وی در كتاب خود از بیمارانی نام می برد كه تنها با یك بار حجامت ، بیماری چندین ساله شان بهبود یافته است و می افزاید:

       " جان كلام اینكه چگونه می توان شیوه ی درمانی حجامت را به دلیل اینکه متعلق به دوران قرون وسطی است، نادیده گرفت و از كاربرد آن صرف نظر كرد؟ در صورتی که می تواند در كوتاه ترین زمان ممکن، بدون ایجاد عوارض جانبی و هزینه گران و وقت گیر ، باعث بهبود بیماری در یك مرحله شود " . وی ضمن مقایسه حجامت با سایر روش های درمانی اظهار می دارد :

       " پزشكی كه با اثرات و كاربرد بادكش و حجامت در درمان بیماری های گوناگون آشناست، در برخورد با هر نوع بیماری بدون تردید،‌ ابتدا در اندیشه ی انجام حجامت است و بعد درمان های دیگر، زیرا در شرایط امروزی و با تعدد مراجعات، عملا" ثابت شده كه بادكش و حجامت آسان ترین و سریع ترین روش درمان است. "

 نقش حجامت در درمان عوارض جانبازان شیمیایی

آقای دكتر كدیور فوق تخصص  جراحی قلب و عروق می گوید : "خود من موقع جنگ ایران و عراق در سال 1363 در مجروحین عزیز شیمیایی شده با گاز خردل و ادم حاد ریوی و تورم شدید نسوج اندام مختلف، عمل حجامت را توام با انداختن زالو به اندام های مبتلا به كار بردم و نتیجه موفقیت آمیز بود. در جنگ ویتنام نیز عمل حجامت در مجروحین و مبتلایان به ادم حاد ریوی حاصل از  DIOXINS (عامل نارنجی ) نجات بخش بوده است."

[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 0:27 قبل از ظهر ] [ غلامرضا صادقی ]
فواید بی نظیر حجامت کردن
 
حجامت با كاهش آهن خون، مقاومت بدن را در برابر سرطان افزایش می‌دهد.

نتایج یک مطالعه جدید نشان می دهد خطر سرطان و مرگ در مردان مسن که تحت حجامت های مکرربرای کاهش سطح آهن خون قرار گرفته اند کمتر است.

دکتر لیوزا چارسکی در مقاله‌ای در مجله بین المللی سرطان عنوان کرد: مطالعات اولیه نشان می دهد که سطح پایین آهن نگهداری شده توسط بدن می‌تواند باعث محافظت در مقابل سرطان با کاهش استرس های مضر اکسیداتیو بدن شود.

برای بررسی این موضوع دکتر زاچارکسی از مرکز پزشکی ورمونت و گروهش، داده های یک گروه از افراد مسن را که خونریزی شریان ساق پا داشتند با یک گروه شاهد مقایسه كردند.

میانگین سطح پروتئین نگهدارنده آهن که فریتین نامیده می شود، 122 نانو گرم در میلی لیتر بوده است. تست حجامت هر شش ماه یک‌بار انجام می گرفت تا سطح فریتین بین 25 تا 60 میلی گرم در میلی لیترحفظ شود.

طی یک دوره بررسی 5/4 ساله، 60 مورد جدید بیماری های بدخیمی در گروه شاهد دیده شد، در حالی که این تعداد در گروهی که آهن خونشان کم شده بود 38 مورد بود.

محققان دریافتند که خطر ظهور موارد بدخیمی و سرطان و مرگ بر اثر سرطان در گروهی که حجامت می کردند به طور حیرت انگیزی پایین تر است.

محققان بیان کردند: هیچ علت دقیقی برای این موضوع و تایید آن در دست نیست و به این ترتیب مطالعات بیشتر در این خصوص مورد نیاز است. همچنین آنها عنوان کردند که ارزیابی و تحقیق پژوهشگران سرطان خون و آهن نیز در این‌باره مورد نیاز است
 
 
شرح و تفسیر همراه با عکس یک حجامت شونده با حال :

سلام . از اونجا که من مرد تجربه هستم برای اشنا شدن با حجامت این کارو انجام دادم.

کلن 5 دقیقه طول میکشه.اولش با یه چیزی مثل لیوان بادکشت میکنن که خیلی حال میده.

مکانش هم بین دو کتفه.

بعدش لیوانو بر میدارن و چنتا تیغ جای اثرلیوان میزنن.  

در ادامه با همون دستگاه بادکش  جای تیغومکیده و خون کثیفو خارج میکنه.             

جالب اینه که شما هیچ دردی احساس نمیکنید.

تفاوت حجامت با اهدای خون (دکترین و تز دکترای یک ایمونولوژ)

در طرحی پژوهشی که در بیمارستان لقمان حکیم تهران انجام شد، فاکتورهای بیوشیمی موجود در خون وریدی(خون اهدا شده) را با خون حجامت، هم زمان مقایسه کردیم که تفاوت های فاحشی مشاهده گردید. طوری که فقط میزان کلسترول خون  حجامت، 5/2 برابر بیشتر از خون ورید بود، بنابراین برای کاهش میزان کلسترول خون، انجام حجامت بسیار مفید است.

هم زمان سم موجود در خون حجامت را با سم خون وریدی مقایسه کردیم که دریافتیم سم موجود در خون حجامت 23 برابر سم خون وریدی بود که با توجه به فراوانی مسمومیت های غذایی،  شیمیایی، آلرژیک  و تنفسی که بر اثر پراکندگی سرب و آلاینده های دیگر در محیط های صنعتی و عمومی و شهرهای بزرگ وجود دارد، حجامت برای مقابله با این تهدیدات جانی کافی است.

جالب است بدانید که پیامبراکرم(ص)، حضرت علی(ع) و امام صادق(ع) این موضوع را متذکر شده اند که "سم از هر کجا وارد بدن شود، از محل حجامت خارج می شود" یا "از موضع حجامت، چیزی جز سم دفع نمی شود".

رسول اکرم (ص) در حدیث شب معراج می فرمایند :
وقتی به آسمان هفتم صعود کردم هیچ ملکی از من گذر نکرد مگر این که گفت : ای محمد حجامت کن و امتت را به حجامت امر بفرما.

[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 0:21 قبل از ظهر ] [ غلامرضا صادقی ]
خراشهای درمانگر(حجامت )

خراشهای درمانگر(حجامت )

پروفسور یوكاسالونن سوئدی پس از سالها تحقیق علمی چندی پیش اعلان كرده كه در بین دو كتف، سیستم لنفاوی و وریدی مویرگی به نحوی تعبیه شده است كه سموم خون، ذرات سنگین و ماكرو المانهای سرگردان و مضر خون در این عروق به تله افتاده و محبوس می شوند كه می دانیم اصلی ترین محل حجامت همان بین دو كتف است.
مخالفان این شیوه درمانی تأثیر مفید حجامت، چه در زمان قدیم و چه در زمان كنونی را مربوط به جنبه روانی و فاكتور تلقین و اعتقادات مذهبی و سنتی مردم می دانند.
حجامت در اطفال و نوجوانان تأثیرات پیشگیرانه و درمانی شگرفی دارد كه تجربه مؤلف پس از انجام حجامت و بررسی موشكافانه و علمی حدود هشت هزار مورد كودك و نوجوان حجامت شده طی ده سال اخیر خلاصه می شود در این جمله كه: پس از حجامت (بیشتر كودكان و نوجوانان) سیستم ایمنی و دفاعی كودك بسیار قویتر از گذشته شده و سرماخوردگیهای مكرر و عفونتهای گوش و حلق و بینی كودك به حداقل می رسد. اشتهای كودكان پس از حجامت بهتر می شود.

كودك و نوجوان كه دیگر تلقین پذیر نیست و چه بسا از حجامت و اصولاً هر نوع اقدامهای پزشكی دیگر وحشت و ترس داشته باشد. درمان آكنه، جوش صورت، سیاتیك، واریس، بواسیر و اعتیاد از دید مخالفان حجامت به وسیله این روش محال است، اما از دید پزشكی كه عالمانه و آگاهانه حجامت و طب سنتی ایرانی را به خدمت می گیرد، درمان این بیماریها به وسیله حجامت، كاملاً عادی و ساده است و این اتفاق صدها بار در كلینیك درمانی پزشكان باتجربه مسلط به طب سنتی بوقوع پیوسته است و مدارك و مستندات آن قابل ارایه است.
كودك 5 ساله ای كه آسم آلرژیك دارد از سن 3 سالگی و تحت سنگین ترین رژیم درمانی كورتون تراپی و آنتی بیوتیكهای بسیار قدرتمند علایم آسم و عفونت ریوی او كنترل نشده است و روز به روز به جای بهبود سیر نزول داشته است و با 3 جلسه حجامت(البته حجامتهای تخصصی و با شرایط ویژه) صددرصد درمان شده است و پس از گذشت 4 سال از حجامتش حتی یك بار حمله آسم ریوی یا عفونت ریوی و حتی سرماخوردگی نیز نداشته است.
آمریكا سال 2002 سه میلیارد دلار بودجه برای امر تحقیقات طب سنتی و گیاهی اختصاص داده است و هم اكنون 88 درصد درمانها در كشور نروژ درمان طبیعی و سنتی است.
قدیمی یا جدید بودن یك روش درمانی مهم نیست، بلكه مهم میزان اثرگذاری، شفادهی، التیام دردها و قدرت درمانگری یك شیوه طبی است كه در حجامت این مزایا به چشم می خورد.

آیا می دانید در كتاب"حجامت، معجزه قرن بیست و یكم" بیش از پنجاه استاد از دانشگاههای پزشكی سراسر جهان كه در رده های علمی فوق تخصصی بوده اند مهر تأیید كامل بر حجامت زده اند و ابعاد و مزایای آن را تشریح كرده اند؟
هم اكنون در سطح كشور برخی پزشكان و متأسفانه غیر پزشكان بدون شناخت و علم كافی نسبت به مبانی طب سنتی و حجامت، مبادرت به انجام حجامت می كنند كه از نظر ما مورد تأیید نیست. از این جهت رشد بی رویه حجامت بدون نظارت وزارت بهداشت و بدون سرپرستی و مدیریت مؤسسه تحقیقات حجامت ایران صحیح نبوده و در آینده لطمات جبران ناپذیری به ارزش و اعتبار نهال نوپای طب سنتی و حجامت وارد خواهد ساخت.

[ یکشنبه هفدهم آذر 1392 ] [ 11:32 بعد از ظهر ] [ غلامرضا صادقی ]

 

حجامت چیست و چه نقشی در طب سنتی دارد؟

حجامت اصطلاحا به روشی ازخونگیری اطلاق می شودكه جهت درمان بعضی ازبیماریها بكار می رود ودارای سابقه تاریخی هفت هزارساله می باشد.

حجامت به عنوان یك سنت الهی درروایات وسیره پیامبران وائمه اطهار(ع) مطرح گردیده وجزءاحكام امضائی اسلام است ودرطب سنتی به عنوان ركن درمان به حساب می آید به زبان علمی ازحجامت به (scarification؛wetcuppinq؛bloodiettinq؛drycuppinq )تعبیر می شود كه البته باتوجه به مفاهیمی كه ازدیدگاه اسلام به دست می آید واژه های نامبرده كامل نیستند.

 

روش انجام حجامت چگونه است ؟

پس ازمعاینه و اخذ شرح حال ازبیمارموضعی كه برای حجامت تعیین شده است ضدعفونی  گشته سپس بالیوان حجامت كه بصورت یكبارمصرف ساخته شده به مدت چنددقیقه بادكش می شود بعدازایجادانبساط چندخراش سطحی ایجادمی گردد آنگاه به تناسب وضعیت جسمی ؛بالینی وعروقی بیماردرسه الی پنج مرحله ازوی خون گرفته می شود.این عملیات مجموعادرمدت حدود 20 دقیقه انجام می شود كه خون گرفنه شده حداكثر به  50تا70 سی سی بالغ می گردد.درحجامت خشك مرحله خونگیری انجام نمی شود.

 

حجامت تاچه حدجنبه علمی دارد؟

تلاش علمی برای توجیه حجامت درجهان شروع شده است وتالیفاتی نیزدراین زمینه منتشر گردیده است ((حجامت یك روش درمانی آزموده ))حاصل پژوهشی است كه آقای دكتریوهان آبله دركشورآلمان انجام داده است .

 

برخی ازمتخصصین آمریكایی نیزتحقیقاتی در زمینه حجامت منتشر ساخته اند ویكی ازكلینیك های مجهز پژوهشی پیرامون حجامت درآمریكا تاسیس گردیده ودرحال بررسی علمی روی حجامت می باشد دربرخی ازكشورهای آسیایی نیز اثردرمانی حجامت می باشد.دربرخی ازكشورهای آسیایی نیز اثرحجامت برروی بیماریهای خاص موردمطالعه قرارگرفته است وگزارش آن منتشر گردیده است .

 

دردانشگاه شهید بهشتی هم درسالهای 71-72چندطرح پژوهشی پیرامون حجامت اجراگردیده است ازآن جمله ((مقایسه خون ورید و خون حجامت ازنظر فاكتورهای بیوشیمیایی ))؛((مقایسه مواضع حجامت بامسیرمریدیان های طب سوزنی ))؛((بررسی تاثیر حجامت بربیماریهای عصبی سردردهای میگرنی))؛به صورت پایان نامه دكتری می باشد.

 

حجامت تاچه حدارزش درمانی دارد؟

درمنابع طب اسلام وطب سنتی حجامت به عنوان یكی ازاركان مهم درمان ذكرگردیده است وبیماری های گوناگون رادرمان می كند و به صورت اختصاصی درمنابع طب اسلامی به شكل پیشگیرانه درمان همه بیماریها شمرده شده است ودرموردبیماریهای خاص درمان تمامی بیماریهای ناشی ازغلبه خون گفته شده است .بوعلی سینااعتقادداردصفراوسودانیزازطریق حجامت قابل دفع است.

حجامت دردرمان چه بیماریهای بكارمی رود؟

حجامت درموردبیمارهای هایپرلیپیدمی (چربی خون بالا)؛دیابت غیروابسته به انسولین ؛دردهای عضلانی ؛سردردهای عصبی ؛ومیگرنی ؛بیماریهای پوستی شامل آكنه ؛پسوریازیس ؛آلرژی های دارویی ؛غذایی ؛فصلی ؛اعتیادبه مواد مخدر؛بیماریهای انسدادی عروق كرونر؛عوارض بعدازیائسگی (منوپوز)دردهای قاعدگی درزنان ودوشیزگان (دیسمونوره)وبرخی بیماریهای عفونی ؛هورمونی وغددكاربردارد.

 

آیااستفاده ازفوایدحجامت تنهابرای درمان بیماریهاست ؟

بیشترین كاربرد انواع حجامت دربعدازبیماریهاست وبامكانیسم مختلفی ازجمله تنظیم سیستم ایمنی موجب پیشگیری ازبیماریها می گردد و بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت كه كاربردحجامت فقط برای درمان بیماریها نیست .

 

حجامت نسبت به سایرروشهای درمانی متداول چه مزیتهایی دارد؟

بطوركلی حجامت یك روش درمانی بدون عوارض جانبی است واگربه صورت تخصصی ازآن استفاده شود برتری های فراونی نسبت به روشهای درمانی جاری مانند مصرف داروهای شیمیایی وجراحی دارد.مزیتهای درمان باحجامت می توان بطورخلاصه بدین شرح بیان كرد:

 

1-حجامت یك روش درمانی بدون عوارض جانبی است .

2-حجامت برای تمامی سنین (به جزچهارماه اول زندگی )كاربرددارد.

3-حجامت باحداقل توان فنی وتجهیزات اجرایی می تواند بیماریهای سخت ومزمن رادرمان كند.

4-حجامت هیچگونه وابستگی فنی ؛علمی وابزاری به خارج ازكشورندارد.

5-حجامت یك رفتاردرمانی سرپایی است ونیازی به تجهیزات بیمارستانی ندارد.

6-درحجامت فاكتورهای مداخله گروجودنداردویك رفتاركامل موجب درمان می شود.

7-حجامت یك دستوردینی است توان جلب تاثیرات روانی درآن بالاست وازاین طریق علاوه برافزایش سطح درمان پذیری موجب تقویت فرهنگ واعتقادات مذهبی وارتباطانسان باخدامی شود.

 

درموردچه افرادی نبایدحجامت كرد؟

حجامت پیشگیرانه خطرافرین نیست وبه منظورپیشگیری ازبیماریها می توان هرسال حداقل درفصل بهار حجامت كردوحداقل فاصله زمانی برای حجامت ازیك ماه شروع می شود تاسن روزفاصله یعنی چهل ساله چهل روزیك بار؛پنجاه ساله وپنجاه روزیكبارو...ولی حجامت درمانی اگرتوسط افرادغیر مطلع انجام شودممكن است موجب درمان نگردیده ویااشكالاتی راپدید آورد.درموردافرادزیرنبایدحجامت كرد:

1-افرادی كه باتعریف طب اسلامی وطب سنتی دچارغلبه شدیدبلغم هستند.

2-كودكان ازبدوتولدتاچهارماهگی

3-زنان باردارتا ماه چهارم بارداری

4-زنان درمدت ایام عادت ماهیانه

5-افراددارای كمبودپلاكت خون

6-افرادی كه دچارفشارخون مقطعی بالاهستند(دراین افرادابتداباید بااستفاده ازحجامت گرم وخشك به طریق مخصوص فشارخون راكاهش داده وسپس اقدام به حجامت كرد)

مقایسۀ اهدای خون و حجامت

در اهدای خون‌ حدود 450 سی.سی. خون تازه با سوزن از ورید گرفته می‌شود ولی در حجامت با ایجاد مکش بین دو کتف و ایجاد خراش در آن حدود 50 سی.سی خون از مویرگ‌های پشت خارج می‌شود. آزمایشات نشان داده که ترکیبات خون وریدی با خون حجامت تفاوت بسیار دارد. در حجامت خون سیاه و غلیظ است که خارج می‌شود، خونی که دارای اوره، چربی و ترکیبات زائد بیشتری نسبت به خون تازۀ ورید است. برخی دیگر از فواید خاص حجامت که در اهدای خون دیده نمی‌شود به این ترتیب است:
ـ حجامت سبب تنظیم و تقویت سیستم ایمنی بدن، سیستم هورمونی و سیستم عصبی می‌شود
ـ حجامت از ابتلای به بیماری‌ها پیشگیری می‌کند
ـ حجامت درمان کنندۀ 150 نوع بیماری بوده یا در بهبود و کاهش اثرات آن مؤثر است
ـ انواع حجامت از بدو تولد تا آخر عمر برای بدن انسان مجاز و بلکه مفید و ضروری است

روش انجام حجامت

با رواج یافتن حجامت وسایل و تجهیزات آن نیز بهداشتی‌تر از قبل شده است. لذا سال‌ها است که اطباء از تیغه‌های جراحی و لیوان‌های کوچک یک بار مصرف استفاده می‌کنند. طبیب یا حجامت کننده (حجّام) در ابتدا شش نوبت موضع حجامت (میان دو کتف و اطراف آن) را بادکش می‌کند. در نوبت هفتم لیوان در میان دو کتف قرار می‌گیرد. بعد از سه دقیقه که مکش به قدر کافی صورت گرفت لیوان را برداشته و موضع با تیغۀ جراحی آهسته خراش داده می‌شود. سپس لیوان مجدداً در محل خود قرار می‌گیرد تا مکش خون‌های زائد و سنگین به درستی انجام گیرد. بعد از دقایقی که لیوان به نیمه رسید آن را تخلیه می‌کنند و این عمل سه نوبت انجام می‌گیرد. برای پانسمان از گاز استریل استفاده می‌شود و حتی می‌توان برای بهبودی سریع و میکروب کشی، بر روی باند مقداری عسل طبیعی مرغوب ضماد کرد.

برخی از درد حجامت واهمه دارند. اما باید توجه کرد که حجامت به دلیل بادکش کردن خون قبل از تیغ زدن، یک نوع بی‌حسّی به موضع حجامت می‌دهد. ثانیاً که حجامت در واقع نوعی خراش روی پوست است و عمقی نیست. به طوریکه اگر به درستی صورت گیرد موضع آن نیز بر جای نخواهد ماند. ثالثاً که چه بسا دردهای شدیدتری که انسان بر اثر ترک حجامت مجبور است آن را تحمل کند. رابعاً حجامت یک روش هفت هزار ساله است که از طریق انبیاء خداوند در زمین رواج یافته و هیچ جایگزینی برای آن وجود ندارد. انسان با حجامت به سنت اولیاء و انبیاء عمل کرده و به آنها شباهت جسته است.

توصیه‌های قبل از حجامت
1. با شکم گرسنه و سیر حجامت نکنید
2. دوازده ساعت قبل از حجامت سیگار نکشید
3. یک ساعت قبل از حجامت انار یا شربت آب انار میل کنید تا از غلظت خون کاسته شود. همچین می‌توانید عسل، ماء الشعیر یا مایعات فراوان بنوشید
4. در وقت حجامت انگشتر عقیق به دست نداشته باشید

توصیه‌های بعد از حجامت
1. تا دوازده ساعت سیگارنکشید
2. تا 24 ساعت ورزش یا کار سنگین نکنید
3.تا 24 ساعت ماهی و لبنیات و غذای شور و غذاهای سرد و تند و تیز مصرف نکنید4. دوازده ساعت پس از حجامت می‌توانید حمام کنید

قبل و بعد از حجامت باید ...



الف - خوراك قبل و بعد از حجامت:

ائمه‏ى معصومین(ع) در احادیث خود به خوراك مناسب براى قبل و بعد از حجامت اشاره فرموده‏اند كه در اینجا برخى از آن‏ها را بیان مى‏كنیم :

1- در روایتى از عبدالملك نوفلى آمده كه بر امام صادق(ع) وارد شدم. در دست ایشان انارى دیدم. فرمود:

« انارى بیاور، چرا كه من از هیچ چیز به اندازه‏ى شریك گرفتن در خوردن انار ناراحت نمى‏شوم. سپس حجامت نمود و امر فرمود كه حجامت كنم و من نیز حجامت كردم. سپس انار دیگرى خواست...»

2- در روایت دیگرى حمیرى مى‏گوید: « به امام صادق‏(ع) نامه نوشتم و عرض كردم كه من خون و صفرا دارم. زمانى كه حجامت مى‏كنم، صفرا بر من غلبه مى‏كند و زمانى كه حجامت را به تأخیر مى‏اندازم خون به من ضرر مى‏رساند. نظر شما در این مورد چیست؟

سپس حضرت به من نامه نوشت كه حجامت كن و براى تاثیر حجامت ماهى تازه بخور. دوباره مسئله را سئوال كردم. ایشان نوشت حجامت كن و ماهى تازه با آب و نمك بخور. این كار را انجام دادم و سلامت یافتم.»

البته از متن حدیث چنین برمى‏آید كه دستور مصرف ماهى  تازه براى چنین شخصى با وضعیت خاص خود بوده است نه براى همه‏ى مردم.

3- مرد دیگرى روایت مى‏كند كه خدمت امام صادق‏علیه السلام بودم. حضرت، حجّام خواست و فرمود :

ابزار حجامت را بشوى و انارى خواست و میل فرمود و پس از این كه از حجامت فارغ شد، انار دیگرى خواست و میل كرد و فرمود این كار مُرار (صفرا) را فرو مى‏نشاند.

4- امام حسن عسكرى‏ علیه السلام مى‏فرماید :

« بعد از حجامت انار شیرین میل كنید، چون انار خون را آرام مى‏كند و آن را در مسیر خود صاف مى‏گرداند.»

5- یك روز امام رضا علیه السلام فرمود :

« اى معتب، براى من ماهى تازه تهیه كن. می خواهم حجامت كنم. تهیه كردم. پس فرمود: اى معتب براى من سوپى درست كن. سوپ را براى ایشان درست كردم و حضرت از آن تناول فرمود.»

6- امام رضا علیه السلام در رساله‏ى ذهبیّه، فرمایش مفصّلى در مورد خوراك بعد از حجامت دارند كه قسمتى از آن را در اینجا مى‏آوریم:

« پس از استحمام باید موضع فصد و حجامت را به وسیله‏ى پارچه‏ى كركى یا ابریشمى یا دستمال نخى كه لطیف و نرم باشد، بپوشانید. بعد یك حبه از تِریاق اكبر (نام یك داروى قدیم) به اندازه‏ى ماش میل كنید.

پس از حجامت و فصد، آب میوه بنوشید و اگر میوه نیست، شربت بالنگ مصرف كنید و در جایى كه این امكانات وجود ندارد، بالنگ را زیر دندان بگیرید و روى آن جرعه‏اى آب نیم‏گرم بنوشید.

اما در فصل سرما باید سكنجبین عسلى  استفاده شود كه این شربت شما را از بیمارى‏هاى خطرناك لقوه، برص، بهق و جذام به اراده‏ى خداوند ایمن خواهد داشت.

امام رضا (ع): سفارش مى‏كنم كه پس از حجامت یا فصد، آب انار را با مكیدن آن بنوشید. مكیدن آب انار خون را زنده و تن را با نشاط خواهد ساخت.

پس از حجامت و فصد از خوردن غذاهاى نمك‏دار تا مدت 3 ساعت بپرهیزید، چون اگر این پرهیز مراعات نشود، بعید نیست كه انسان به بیمارى جرب دچار شود...»


ب - پرهیز از حجامت به هنگام گرسنگى :

از مجموعه‏ى احادیث و روایات برمى‏آید كه حجامت باید در زمان سیرى انجام شود و انجام آن به هنگام گرسنگى مضرّ است. از امام صادق‏علیه السلام روایت شده كه:

« حجامت بعد از غذا خوردن باعث دفع عرق شده و قوّت‏بخش بدن است.»

حضرت صادق‏علیه السلام فرمود :

« از حجامت در حال گرسنگى بپرهیزید.»

حضرت هم‏چنین فرمود:

« بعد از خوردن طعام، با حجامت خون جمع مى‏شود و بیمارى دفع مى‏گردد. اما اگر قبل از خوردن غذا حجامت انجام شود، خون دفع می شود، ولى بیمارى در بدن مى‏ماند.»


ج - دعاى حجامت امام رضا علیه السلام :

امام رضا علیه السلام براى حجامت دعاى خاصى ذكر فرموده‏اند. این مطلب اهمیت همراهى درمان روحى و دعا درمانى با درمان‏هاى جسمى در طبّ اسلامى را اثبات مى‏كند. متن دعا چنین است :

« وقتى خواستى حجامت كنى، چهار زانو جلوى حجّام بنشین و بگو: اَعوذ بِالّلهِ الكَریم فى حِجامَتى مِنَ العَین فِى الدَّم وَ مِن كُلّ سوءِ وَ الاَعلالِ وَ الاَسقام وَ الاَوجاع وَ الاَمراض وَ اَسئَلُكَ العافِیةَ وَ المُعافاة وَ الشِّفاءِ مِن كُلّ داء.» (بحار، ج 62 ص 117)

یعنى: « در حجامت خود به خداوند كریم پناه مى‏برم از خونریزى و از هر ناراحتی، علت، سختى‏ و درد و مرضی و (خداوندا) از تو عافیت و اسباب عافیت و شفاى از هر بیمارى‏ را طلب مى‏كنم.»


د - پرهیز از مقاربت و هیجان‏هاى عصبى قبل و بعد از حجامت :

امام رضاعلیه السلام در رساله‏ى ذهبیّه مى‏فرماید :

« فصد و حجامت پس از عمل جماع خوب نیست. باید میان جماع و حجامت و فصد، حداقل دوازده ساعت فاصله باشد... پس از حجامت نباید بلافاصله به زنان نزدیك شد.

به علاوه مقرر است كه انسان بعد از حجامت، از حركت زیاد و خشم و هیجان بپرهیزد.»

منبع : کتاب "طب اسلامی، گنجینه تندرستی" ، تالیف دکتر رضا منتظر
دعای حجامت
دعای حجامت که در اکثر مطب‌ها به نقل از امام رضا(ع) وجود دارد این است:
أعوذُ بالله الکریم فی حجامتی منَ العَینِ فی الدم و من کلّ سوءٍ و أعلال و ألاسقام و الاوجاع و الامراض و اسئلک العافیة و المعافاة و الشفاء من کلّ داءٍ.
ترجمه: پناه می‌برم به خداوند کریم در حجامتی که انجام می‌دهم از انحراف در خون و از تمام بدی‌ها و بیماری‌ها و سختی‌ها و دردها و امراض، و از تو عافیت و سلامت و شفای تمام بیماری‌ها را طلب می‌کنم.

[ چهارشنبه سی ام اسفند 1391 ] [ 0:41 قبل از ظهر ] [ غلامرضا صادقی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

حجامت در واقع یک استرس فوری به سیستم ساکن دفاع عمومی بدن است , تا آن را بر علیه کلیه ی عوامل درونی و بیرونی هشیار و فعال نماید,بیشترین کاربرد حجامت در بعد پیشگیری است و با مکانیسمهای مختلفی از جله تنظیم سیستم ایمنی , تنظیم ترکیبات شیمیایی و هورمونی خون و تنظیم سیتم اعصاب خودکار بدن(سمپاتیک و پارا سمپاتیک), از ابتلا به انواع بیماری پیشگیری میکند
امکانات وب

برای دریافت کد ساعت کلیک کنید